جستجو در سایت :   

گرایش : کودکان استثنایی

عنوان :  ارتباط‌ی ابعاد هوش هیجانی و معضلات رفتاری دانش آموزان در سه موقعیت خانه، مدرسه و با همسالان 

دانشگاه شیراز

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

 پایان نامه ­ی کارشناسی ارشد در رشته ­ی روانشناسی کودکان استثنایی

ارتباط‌ی ابعاد هوش هیجانی و معضلات رفتاری دانش آموزان در سه موقعیت خانه، مدرسه و با همسالان در مقطع راهنمایی

 استاد راهنما

دکتر دیبا سیف

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده

هدف از پژوهش حاضر مطالعه ارتباط ابعاد هوش هیجانی و معضلات رفتاری دانش آموزان در سه موقعیت خانه، مدرسه و با همسالان در مقطع راهنمایی بود. بدین مقصود گروهی متشکل از 400 دانش‌آموز(185 پسر و 215 دختر) در این پژوهش شرکت داده شدند. به مقصود سنجش هوش هیجانی و معضلات رفتاری به ترتیب از پرسش‌نامه‌های  تجدید نظر شده‌ی هوش هیجانی(آستین، ساکلوفسکی، هوانگ و مک‌کنی، 2004) و نیم‌رخ درجه‌بندی رفتار براون و هامیل(1978) بهره گیری گردیده می باشد. پایائی هر یک از ابزارهای سنجش به ترتیب از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و ضریب کودرریچاردسون و روائی آنها از طریق محاسبه ضریب همبستگی درونی بین زیر مقیاس­های هر یک از ابزارهای سنجش احراز گردید. نتایج حاکی از پایائی و روائی قابل قبول ابزارها بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بین ابعاد هوش هیجانی و معضلات رفتاری دانش‌آموزان در سه موقعیت خانه، مدرسه و در ارتباط با همسالان همبستگی معنادار هست. هم­چنین تحلیل­های رگرسیونی چندگانه برای پیش­بینی معضلات رفتاری در سه موقعیت خانه، مدرسه و در ارتباط با همسالان توسط ابعاد هوش هیجانی نشان داد که بعد ارزیابی هیجان، معضلات رفتاری را در  سه موقعیت خانه، مدرسه و در ارتباط با همسالان مورد پیش‌بینی قرار می‌دهد. همین‌گونه، بعد تنظیم هیجان پیش‌بینی کننده‌ی معضلات رفتاری در موقعیت‌های مدرسه و همسالان می باشد.

واژه‌های کلیدی: ابعاد هوش هیجانی، معضلات رفتاری، همسالان

 فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                      صفحه

فصل اول: مقدمه

1 -1- کلیات ……………………………………………………………………………………………………………….. 2

1-2-اظهار مساله……………………………………………………………………………………………………………….. 6

1-3-ضرورت و اهمیت پژوهش ……………………………………………………………………………………………. 8.

1-4-اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………… 10

1-5-پرسش‌های پژوهش……………………………………………………………………………………………………… 11

1-6-تعریف مفهومی متغیرهای پژوهش……………………………………………………………………………… 11

1-7-تعریف عملیاتی…………………………………………………………………………………………………………….. 12

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

2-1-مبانی نظری…………………………………………………………………………………………………….. 14

2-1-1-منشاء هوش هیجانی…………………………………………………………………………………………… 14

2-1-2-مدل‌های هوش هیجانی……………………………………………………………………………………… 19

2-1-2-1-مدل توانایی مایر و سالووی………………………………………………………………………. 19

2-1-2-2-مدل ترکیبی گلمن…………………………………………………………………………………… 20

2-1-2-3-مدل ترکیبی بار-آن………………………………………………………………………………….. 22

2-1-3-معضلات رفتاری…………………………………………………………………………………. 24

2-1-3-1-اختلال سلوک…………………………………………………………………………………………… 26

عنوان                                                                                                                      صفحه

2-1-3-2-اختلال نافرمانی………………………………………………………………………………………… 27

2-1-3-3-اختلالات اضطرابی…………………………………………………………………………………… 28

2-1-3-4-پرخاشگری………………………………………………………………………………………………… 29

2-1-3-5-اختلال نقص توجه-بیش فعالی………………………………………………………………. 29

2-1-3-6-کمرویی……………………………………………………………………………………………………… 30

2-2-مروری بر پژوهش‌های پیشین……………………………………………………………………… 31

2-2-1-ارتباط‌ی هوش هیجانی با معضلات رفتاری درون‌ساز………………………………………. 31

2-2-2-ارتباط‌ی هوش هیجانی با معضلات رفتاری برون‌ساز……………………………………….. 34

2-2-3-جمع‌بندی تحقیقات پیشین………………………………………………………………………………. 40

فصل سوم: روش پژوهش

3-1-جامعه‌ی آماری………………………………………………………………………………………………….. 42

3-2-نمونه و روش نمونه‌گیری………………………………………………………………………………….. 42

3-3-ابزار پژوهش………………………………………………………………………………………………….. 43

3-3-1-مقیاس تجدیدنظرشده‌ی هوش هیجانی……………………………………………………………. 43

3-3-1-1-روایی و پایایی مقیاس تجدیدنظرشده‌ی هوش هیجانی……………………….. 44

3-3-2-نیم‌رخ درجه‌بندی رفتار……………………………………………………………………………………… 47

3-3-2-1-پایایی و روایی نیم‌رخ درجه‌بندی رفتار…………………………………………………. 48

3-4-شیوه‌ی اجرای پژوهش…………………………………………………………………………………….. 50

3-5-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات………………………………………………………………………… 50

عنوان                                                                                                                      صفحه

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها

4-1-اطلاعات توصیفی پژوهش…………………………………………………………………………… 52

4-2-ارتباط‌ی همبستگی بین ابعاد هوش هیجانی و معضلات رفتاری…………………………….. .53

4-3-پیش‌بینی معضلات رفتاری در موقعیت خانه بر اساس ابعاد هوش هیجانی………….. 54.

4-4- پیش‌بینی معضلات رفتاری در موقعیت مدرسه

بر اساس ابعاد هوش هیجانی……………………………………………………………………. 55.

4-5- پیش‌بینی معضلات رفتاری در ارتباط با همسالان

بر اساس ابعاد هوش هیجانی……………………………………………………………………. 56

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

5-1-مقدمه…………………………………………………………………………………………………………… 59

5-2-ارتباط ابعاد هوش هیجانی و معضلات رفتاری………………………………………………….. 60.

5-3-پیش‌بینی معضلات رفتاری در موقعیت خانه بر اساس ابعاد هوش هیجانی…………… 63.

5-4- پیش‌بینی معضلات رفتاری در موقعیت مدرسه بر اساس ابعاد هوش هیجانی…….. 64.

5-5- پیش‌بینی معضلات رفتاری در ارتباط با همسالان بر اساس ابعاد هوش هیجانی…. .66

5-6- نتیجه‌گیری و کاربرد نتایج………………………………………………………………………………………….. 67

5-7-محدودیت‌های پژوهش…………………………………………………………………………………………………. 69

5-8-پیشنهادهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………….. 69

5-8-1-پیشنهادهای تحقیقاتی………………………………………………………………………………………… 69

5-8-2-پیشنهادهای کاربردی………………………………………………………………………………………….. 70

فهرست منابع

منابع فارسی………………………………………………………………………………………………………… 71

منابع انگلیسی   75

– کلیات

طی سال‌ها کوشش‌های بسیاری برای تعریف هوش صورت گرفته‌ می باشد. محققان، در صد سال گذشته، بر اساس نظریه‌های مختلف تعریف‌های گوناگونی از هوش ارائه داده‌اند و روش‌های متعددی را برای اندازه‌گیری هوش مطرح نموده‌اند. در نیمه‌ی اول قرن بیستم، آلفرد بینه، هوش را به عنوان توانایی شناختی مطرح و بر همین مبنا آزمونی برای اندازه‌گیری اندازه بهره‌ی هوشی افراد ابداع نمود. پس از وی، ترمن و وکسلر آزمون‌های جدیدتری از هوش ارائه کردند. اسپیرمن[1]، هوش را توانایی فکر کردن، فهمیدن و حل مسأله نامید و از این توانایی، تحت عنوان هوش عمومی یا عامل جی[2] نام ‌برد (متینگلی[3]،2010).

در دهه‌های اخیر، هوش به عنوان یک توانایی کلی محسوب نمی‌گردد، بلکه مجموعه‌ای از ظرفیت‌های گوناگون خوانده می گردد (رجائی، 1389). این عقیده که افراد بیش از یک توانایی شناختی کلی دارند، در نظریه‌ی هوش چندگانه گاردنر[4](1983) و پس از آن در نظریه‌ی سه‌وجهی استرنبرگ[5](1996) مطرح گردید. گاردنر، هوش را مجموعه‌ای‌ از مهارت‌هایی می‌داند که برای حل مسأله و تولید محصولات جدیدی که در یک فرهنگ ارزشمند تلقی می شوند، به کار می‌رود (آمرام[6]،2005). هم چنین استرنبرگ، یک مدل سه وجهی از هوش ارائه نمود، که شامل هوش تحصیلی، هوش عملی و هوش خلاقانه می‌باشد (رجائی، 1389).

مفهوم جدیدی از هوش با عنوان هوش هیجانی که از لحاظ نظری، در طبقه‌ای از هوش اجتماعی (وان‌رووی، وایزوزوران[7]،2004) و هوش‌های درون‌فردی و بین‌فردی گاردنر (1983) قرار می‌گیرد، توسط مایر و سالووی[8](1990) گسترش پیدا نمود. در سال 1990، مایر و سالووی اصطلاح هوش هیجانی[9] را برای اولین بار برای اظهار درک احساسات افراد، همدردی با احساسات دیگران و مهارت کنترل خُلق و خو به کار بردند. در حقیقت، این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و بهره گیری از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی می باشد. بسیاری از محققان (برای مثال، جان سون[10]،1997؛ مایر و سالووی،1997؛ برگر و میلم[11]، 1999) عقیده دارند که هوشبهر به تنهایی، اندازه کمی از واریانس موفقیت‌های تحصیلی و زندگی را تبیین می کند. در همین راستا، نظریه‌ی هوش هیجانی به‌دنبال تبیین این مسأله می باشد که چرا بعضی از دانش‌آموزان با وجود توانایی هوشی بالا، دستاوردهای تحصیلی قابل ملاحظه‌ای ندارند و یا موفقیت را در زندگی تجربه نمی‌کنند.

هوش هیجانی به عنوان شکلی از هوش اجتماعی، معرف توانایی شخص در مواجهه و انطباق با فشارهای روانی می باشد (محمدی و غرایی،1386). بعضی از صاحب‌نظران عقیده دارند افرادی که دارای قابلیت تشخیص، بهره گیری و تنظیم هیجان می‌باشند، مزیت قابل‌ملاحظه‌ای‌ در محیط آموزشی و ارتباطات اجتماعی دارند (مورفی[12]، به نقل از متینگلی،2010). در همین راستا، پژوهش پلی‌تری[13](2002) نشا‌ن‌گر این می باشد که اشخاص باهوش هیجانی بالا تمایل به کاربرد واکنش‌های دفاعی سازگارانه‌تری دارند. یافته‌های دنهام[14](2007) نیز تحقیقات پیشین در این زمینه را طرفداری می کند.

در بیشتر پژوهش‌ها، هوش هیجانی با موفقیت تحصیلی همبستگی مثبت (پارکر، 2004) و با رفتارهای خلاف مقررات آموزشی مانند غیبت غیر مجاز و اخراج از کلاس درس همبستگی منفی نشان داده می باشد (پترایدز، فردیکسون و فارنهام[15]،2004). در همین راستا، شولتز، ایزارد و بیر[16] (2000)، به این نتیجه رسیدند که نقص در اظهار عاطفی کودکان پیش‌دبستانی‌، معضلات رفتاری و اجتماعی در سال‌های اول تحصیل را پیش‌بینی می کند. متینگلی (2010) می‌نویسد که نقص در آگاهی هیجانی و اظهار هیجانی به گونه بالقوه بر سال‌های بعدی زندگی تأثیر منفی می‌گذارد و رفتار مخرب در طول سال‌های ابتدایی زندگی با معضلات رفتاری در نوجوانی مرتبط می باشد. اضافه براین، تحقیقیات نشان داده ‌می باشد که اختلالات هیجانی در نوجوانی، رفتارهای ضداجتماعی را در سال‌های بعدی زندگی پیش‌بینی می کند (برجارد، پدینیلی و روآن[17]، به نقل از متینگلی،2010). شاید یکی از دلائل، این باشد که نقص در هوش هیجانی با کاهش توانایی در مدیریت خُلق و درک احساسات دیگران همبسته می باشد (سیاروچی، چان و کاپوتی[18]، به نقل از محمدی و غرایی،1386).

فرد بر اساس تجربیات دوران کودکی، می‌آموزد که به دیگران اطمینان کند و دنیای اطراف خود را با امنیت تلقی کند و یا همواره با بدبینی به محیط اطراف خود بنگرد. پس، این دوره فرصتی حیاتی برای شکل‌گیری هوش هیجانی در افراد می باشد و این توانایی به صورتی محدودتر در تمام طول دوران عمر رشد می‌یابد (سلطانی‌فر،1386). کسب مهارت‌های هوش هیجانی برای افراد، مزایای شناختی، اجتماعی و زیست‌شناختی در بر دارد. سلطانی‌فر (1386) می‌نویسد، پژوهش‌ها حاکی از آن می باشد که افراد با هوش هیجانی بالا، سطوح پایین‌تری از هورمون‌های مرتبط با استرس و دیگر نشان‌گرهای برانگیختگی هیجانی را دارا هستند و توانایی بیشتری برای تمرکز بر مشکل و بهره گیری از مهارت حل مسأله دارند، که این موجب افزایش توانایی‌های شناختی آنان خواهد گردید. وی معتقد می باشد که موفقیت افراد در مدارس و در سال‌های بعدی دانشگاه، تنها با هوشبهر آنها ارتباط ندارد بلکه با مهارت‌های هیجانی و اجتماعی هوش هیجانی مانند داشتن انگیزۀ لازم، توانایی منتظر ماندن، اطاعت از دستورات و کنترل تکانه، مهارت کمک خواستن از دیگران و اظهار نیازهای هیجانی و آموزشی مرتبط می‌باشد.

به آن سبب که دوره‌ی نوجوانی، از بحرانی‌ترین و حساس‌ترین دوره‌های رشد بشر می باشد، نوجوان با تنش‌های درونی و بیرونی بسیاری مواجه می گردد. وی به‌دنبال کشف هویت، و جدایی از وابستگی‌های دوران کودکی می باشد و متعاقب آن، معضلات رفتاری در این دوره شیوع بیشتری دارد. یکی از ویژگی‌های بارز نوجوانی میل به استقلال می باشد که اغلب در ارتباط با والدین به شکل تعارض جلوه‌گر می گردد. نوجوان از والدین خود انتقاد می کند و از محبت کردن آنها ممکن می باشد تعبیر نادرستی داشته باشد. او بیشتر تمایل دارد به والدینش از دید دوستان و همسالان بنگرد که امکان دارد برای وی مشکلاتی را به وجود آورد. پژوهش‌ها نشان داده می باشد، نوجوانانی که با والدین خود ارتباط مثبت دارند، کمتر دچار معضلات رفتاری می شوند. در ارتباط با معضلات نوجوان با گروه همسالان می‌توان گفت که نیاز به پذیرش توسط همسالان در دوره نوجوانی افزایش می‌یابد. نتایج پژوهش‌ها نشان داده‌ می باشد، نوجوانانی که از گروه همسالان جدا شده‌اند و یا با آنها در تعارض هستند، معضلات رفتاری بیشتری را تجربه می‌نمایند (انیسی،1376).

افراد با کفایت هیجانی بالا، مهارت اجتماعی بهتر، روابط دراز مدت پایدار و حل تعارض مناسب‌تری دارند (سلطانی‌فر،1386). از سویی، به کمک آموزش و تجربه امکان افزایش این مهارت‌ها هست و محیط خانواده اولین محیط برای آموزش این مهارت‌های هیجانی می باشد. این آموزش، با گفتار و رفتار مستقیم والدین با کودکان و الگوبرداری فرزندان از مهارت‌های هیجانی پدر و مادر صورت می‌گیرد. این توانایی‌ها، موجب می گردد کودکان احساسات خود را بشناسند و در ابراز این هیجان، به صورتی مناسب اقدام کنند. الگوبرداری از والدین به کودکان کمک می کند تا روش‌هایی برای آرام کردن خود و کنترل احساسات ناخوشایند پیدا نمایند. هم چنین، در درک احساسات دیگران و همدلی با آنان موفق‌تر باشند (سلطانی‌فر،1386).

نتایج تحقیقاتی نشان‌گر آن می باشد که به کارگیری مؤلفه‌های هوش هیجانی در موقعیت‌های خانوادگی و روابط با همسالان، سلامت روان و کاهش معضلات رفتاری را در پی دارد. این در صورتی میسر می گردد که افراد بتوانند با بهره گیری از مهارت‌های هیجانی، به اظهار و تنظیم هیجان خود بپردازند و نیز ارزیابی صحیحی از رفتار یکدیگر داشته‌ باشند تا تبدیل به افرادی کارآمد، مولد و خرسند در زندگی روزمره شوند.

با در نظر داشتن پیشینه‌ای که از هوش هیجانی و اهمیت آن در تنظیم رفتار هست، پژوهش حاضر به مطالعه ارتباط‌ی ابعاد هوش هیجانی با معضلات رفتاری می‌پردازد.

1-2- اظهار مسأله

یکی از مباحثی که امروزه در روان‌شناسی و تعلیم و تربیت مطرح می باشد، مسائل و معضلات خاص زندگی اجتماعی کودکان ونوجوانان می باشد. در این شرایط یکی از مهارت‌هایی که قادر می باشد سلامت و آرامش روانی را در روبرو شدن با معضلات زندگی اجتماعی حفظ نماید، توانایی تنظیم هیجان و حل تعارض‌ها در موقعیت‌های گوناگون می باشد. افراد ناتوان از حل این مسائل، ممکن می باشد اقدام به اعمالی نظیر بهره گیری از مواد مخدر برای آرامش یافتن یا جلب توجه و ترک تحصیل به دلیل ناتوانی در برطرف کردن معضلات تحصیلی کنند (واحدی و فتحی آذر، 1385).

معضلات رفتاری اغلب شایع ترین علت ارجاع کودکان و نوجوانان به مراکز روانشناختی و روانپزشکی می باشد. بعضی مطالعات نشان داده ‌می باشد که کودکان مبتلا به این اختلالات حداقل 66% از مراجعات به روانپزشکان را تشکیل می‌دهند. تحقیقات در زمینه ارتباط معضلات رفتاری و هوش هیجانی بیانگر آن می باشد که نقص در هوش هیجانی، ممکن می باشد با بعضی از معضلات رفتاری نوجوانان نظیر رفتارهای مخاطره‌آمیز، قانون شکنی، معضلات ارتباطی و پرخاشگری مرتبط باشد (ایگان،1991). با این حال، تحقیقات معدودی در زمینه ارتباط هوش هیجانی با معضلات رفتاری نوجوانان صورت گرفته می باشد و نیاز به شواهد بیشتری در فرهنگ‌های متفاوت می باشد تا نتیجه‌گیری از این تحقیقات را طرفداری کند.

نتایج بسیاری از پژوهش‌ها نشان‌گر این می باشد که هوش هیجانی، برخلاف هوش شناختی یک توانایی ثابت نیست، بلکه قابل رشد می باشد و می‌توان این مهارت‌ها را از طریق آموزش افزایش داد و سطح کمی و کیفی آن را ارتقا بخشید (چرنیس[19]، 2000؛ زاینس و وایسبرگ، وانگ و والبری[20]، 2004؛ گرشام، باوون و کوک[21]،2006؛ بار آن،2006).‌‌ شواهدی هست که نشان می‌دهد بعضی از مهارت‌های هوش هیجانی می‌تواند افراد را از فشار روانی محافظت نماید و منجر به انطباق بهتر آنها گردد. به گونه مثال، یافته‌های پژوهشی حاکی از آن می باشد که مهارت در کنترل هیجان با گرایش به حفظ خُلق مثبت ارتباط دارد و این یافته تلویح روشنی را برای پیشگیری از حالت‌های افسردگی مطرح می‌سازد. هم چنین نوجوانانی که توانایی کنترل هیجان دیگران را دارند از طرفداری اجتماعی بیشتری برخوردارند و چنین حمایتی منجر به مصونیت از حالات افسردگی و افکارخودکشی می گردد (سیاروچی، چان، باجگار[22]، به نقل از محمدی و غرایی،1386).

پژوهش‌ها نمایان‌گر آن می باشد که برتری کودکان در درک احساسات غیر کلامی دیگران، منجر به ثبات عاطفی و محبوبیت آنان در میان همسالان می گردد (حنیفی و جویباری،1389). از سوی دیگر، ارتباط‌ای منفی بین همدلی، به عنوان یکی از مؤلفه‌های هوش هیجانی، با پرخاشگری حاصل شده می باشد. کودکان پرخاشگر، به گونه معمول در درک هیجان دیگران و در نظر گرفتن دیدگاه طرف مقابل و کنترل خشم مشکل دارند (واحدی و فتحی آذر،1385). به علاوه، نتایج تحقیقاتی نشان داده می باشد که نوجوانان با رفتار مخرب، در هوش هیجانی به‌خصوص در توانایی درک، فهم و مدیریت هیجان نقص دارند. این یافته که افراد با معضلات رفتاری در شناسایی و ادراک حالت‌های هیجانی خود و دیگران مشکل دارند، در پژوهش‌های متعدد به تأیید رسیده می باشد (برای مثال، کیسی و اسچلوز[23]، 1994؛ کیسی[24]،1996؛ زیبل[25]،1997؛ برس و بستینی[26]،1997؛ بلیر و کولز[27]،2000). سیاروچی، دیان و آندرسون[28](2002) گزارش نموده‌اند که کمبود هوش هیجانی منجر به نمرات بالا در مقیاس‌های اضطراب و افسردگی می گردد و نوجوانانی که رفتارهای مخرب دارند در مقایسه با نوجوانان فاقد رفتارهای مخرب از هوش هیجانی پایین‌تری برخوردارند. هوش هیجانی پایین هم چنین پیش‌بینی کننده‌ی معضلات مربوط به وابستگی به دارو و الکل بوده می باشد.

مدرسه، خانه و گروه همسالان سه موقعیت مهم در زندگی هر نوجوان می‌باشند. زیرا که قسمت عمده‌ی روابط نوجوانان را در محیط اجتماعی پوشش می‌دهند. نوجوانان بیشتر وقت روزانه خود را در مدرسه و در ارتباط با معلمان و همسالان می گذارند. هم چنین موقعیت خانه از آن‌جا که نخستین مکان زندگی اجتماعی فرد و منشأ اولیه‌ی رشد اجتماعی اوست، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می باشد. در همین راستا، با در نظر داشتن اهمیت هوش هیجانی در رفتارهای اجتماعی و ارتباط آن با معضلات رفتاری در موقعیت‌های متفاوت اجتماعی، این پژوهش به مطالعه ارتباط هوش هیجانی و ابعاد آن با معضلات رفتاری دانش‌آموزان مقطع راهنمایی در سه موقعیت خانه، مدرسه و همسالان می‌پردازد و هدف آن مطالعه این امر می باشد که ابعاد هوش هیجانی چه نقشی در پیش‌بینی معضلات رفتاری نوجوانان در محیط‌های اجتماعی اعمال می کند.

1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش

نوجوانی یکی از ادوار مهم ساخت و پایه‌ریزی شخصیت فرد به شمار می رود. چه‌‌بسا معضلات رفتاری بروز پیدا کرده در این دوره، در دوره‌های بعدی زندگی، خود را به صورت ویژگی‌های پایدار نشان دهند. به گونه مثال، معضلات رفتاری درون‌ریز در کودکی و نوجوانی با اختلالات خُلقی و خودکشی در بزرگسالی و سطوح بالای پرخاشگری در کودکی با رفتار جنایی و سایر رفتارهای ضداجتماعی مربوط می باشد (لیو و تئو[29]،2003). هم چنین، یکی از مسائل با اهمیت دوره‌‌‌ی نوجوانی، ناسازگاری نوجوان می باشد. طبق گزارش ارائه شده به‌وسیله‌ی سازمان ملل، در دهه‌ی 1980 بیش از 70% از جرایم را نوجوانان کمتر از 18 سال مرتکب شده‌اند (راجرز، کوالتر، فلپس و ایمیل کامپ[30]،2006). آمارها نشان داده می باشد که بزهکاری کودکان در سنین 7 تا 12 سال روندی رو به افزایش دارد. در بعضی از کشورهای آسیایی، نوجوانان مناطق شهری از نظر آماری بیشترین سهم بزهکاری جمعیت را به خود اختصاص داده اند (لیو و تئو،2003). این رفتارهای ناسازگارانه هم برای جامعه و هم برای رشد افراد نوجوان مخاطره‌آمیز می باشد.

آن‌چه از مرور پژوهش‌ها برمی‌آید این می باشد که سازگاری موفق با عملکرد یکپارچه توانا‌یی‌های هیجانی ارتباط دارد (راجرز و همکاران،2006). هم چنین، یافته‌های برک[31](1994) و کیسی (1996) نشانگر این می باشد که نوجوانان با معضلات رفتاری از راهبرد‌های کنترل و مدیریت هیجان‌‌ بهره گیری نمی‌کنند. از سوی دیگر، مانند عواملی که بر سلامت روان و سازگاری بهتر نوجوانان تأثیر قابل ملاحظه‌ای دارد، مهارت‌های کنترل هیجان در شرایط استرس‌زا می باشد. به گونه مثال، افرادی که در مدیریت هیجان‌های خود توانا هستند، قادرند حالات هیجانی منفی خود را از طریق انجام فعالیت‌های دیگر بهبود بخشند و در نتیجه روابط اجتماعی بهتری داشته‌ باشند (خسرو جاوید،1381).

نوجوانانی که از هوش هیجانی بیشتری برخوردارند، نیازهای دیگران را درک کرده و با همدلی به آنان کمک می‌کنند. مهارت‌های هوش هیجانی در افراد منجر به این خواهد گردید که آنها متوجه شوند احساسات، نیازها و تمایلات بشر‌ها به یکدیگر شبیه نیست و رسیدن به چنین درکی به افزایش تکریم به این تفاوت‌ها و بروز رفتارهای مناسب خواهد انجامید (انیسی،1376). کسب چنین مهارت‌هایی، نیازمند حضور در محیط‌های غنی همچون خانه، مدرسه و گروه همسالان می باشد. پس، مدرسه می‌تواند محیطی رسمی و سازمان‌ یافته را برای افزایش مقوله‌های مرتبط با تنظیم و اظهار هیجان در کنار آموزش توانایی‌های شناختی، فراهم آورد تا منجر به کاهش معضلات رفتاری از قبیل پرخاشگری، دروغگویی و نظایر این در کودکان و نوجوانان گردد (بریرلی،2001). هم چنین خانواده، به عنوان محیطی اولیه و مؤثر در تربیت افرادی رشدیافته و مسؤول برای جامعه، می‌تواند با ارتقاء توانایی‌ کنترل تکانه‌ها و آموزش رفتارهای مناسب به نوجوانان، به کاهش رفتارهای مخرب کمک شایانی نماید (سلطانی‌فر،1386). این در حالی می باشد که رفتار ضد اجتماعی و مخرب نوجوانان، امکانات آموزشی، خدمات بهداشتی و اجتماعی بسیار زیادی را می‌طلبد و از این جهت برای خانواده و اجتماع پرهزینه می باشد (متینگلی، 2010). به همین دلیل، شناخت عوامل پیش‌بینی کننده‌ی معضلات و ناهنجاری‌های رفتاری نوجوانان از اهمیت ویژه‌ای در تعلیم و تربیت برخوردار می باشد. با این تفاصیل، تأثیر هوش هیجانی در کاهش معضلات رفتاری نوجوانان دز محیط‌های مختلف مانند خانواده، مدرسه و همسالان در فرهنگ ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته می باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن می باشد تا به مطالعه ارتباط‌ی ابعاد هوش هیجانی با معضلات رفتاری در سه موقعیت خانه، مدرسه و همسالان بپردازد.

تعداد صفحه :97

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد : بررسی مسیر مگنوسلولار مغز در افراد دارای ویژگی­های شخصیتی اسکیزوتایپال

قیمت : 14700 تومان

 :دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت sabzfile.com

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت :        ****       serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***