جستجو در سایت :   

عنوان : پیش ­بینی خودکارآمدی و رضایت از زندگی دانش‌آموزان دبیرستانی

دانشگاه شیراز

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

پایان­نامه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی تربیتی

 پیش ­بینی خودکارآمدی و رضایت از زندگی دانش‌آموزان دبیرستانی بر اساس سرمایه­های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی

 استاد راهنما

دکتر فریده یوسفی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده

 :دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت sabzfile.com

سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر خودکارآمدی و رضایت از زندگی دانش‌آموزان تأثیر دارند اما این ارتباط به ندرت مورد مطالعه علمی قرار گرفته می باشد. بر این اساس، هدف عمده‌ی پژوهش حاضر پیش‌بینی خودکارآمدی و رضایت از زندگی دانش‌آموزان بر اساس سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهر شیراز بود که 398 نفر به عنوان نمونه تعیین و به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار سنجش خودکارآمدی، مقیاس خودکارآمدی موریس، ابزار سنجش رضایت از زندگی، مقیاس رضایت از زندگی هیوبنر و همکاران و برای سنجش [سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سرمایه اقتصادی] مقیاس‌ها پژوهشگرساخته بود. با بهره گیری از روش تحلیل عاملی، روایی سازه، و با بهره گیری از همسانی درونی به روش آلفا کرونباخ، ضریب پایایی کلیه مقیاس‌ها مورد محاسبه قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد کالای فرهنگی می‌تواند خودکارآمدی تحصیلی را به گونه مثبت و معناداری پیش‌بینی کند. رفتارهای فرهنگی می تواند خودکارآمدی اجتماعی را به گونه مثبت و معناداری پیش‌بینی کند و کالای فرهنگی و رفتارهای فرهنگی به گونه مثبت و معنادار و اعتماد اجتماعی منفی و معنادار می‌توانند خودکارآمدی عاطفی را پش‌بینی کنند. به علاوه، یافته‌های پژوهش نشان داد مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و کالای فرهنگی ارتباط منفی و معناداری با رضایت از زندگی دارند. نتیجه‌گیری اساسی پژوهش حاضر این می باشد که والدین و مدرسه‌ها با افزایش اندازه کالای فرهنگی به عنوان بعدی از سرمایه فرهنگی، می‌توانند خودکارآمدی تحصیلی دانش‌آموزان را افزایش دهند. خانواده‌ها و مدارس با تشویق رفتارهای فرهنگی می‌توانند به خودکارآمدی اجتماعی دانش‌آموزان کمک کنند و با افزایش دسترسی دانش‌آموزان به کالاهای فرهنگی و تشویق آنان به انجام رفتارهای فرهنگی، می‌توانند خودکارآمدی عاطفی آنان را ارتقاء بخشند. و بالاخره این که سرمایه اقتصادی نمی‌تواند تضمین کننده رضایت از زندگی باشد و خانواده‌ها و مدارس جهت ارتقای رضایت از زندگی دانش‌آموزان لازم می باشد به ابعاد و جهات غیرمادی نیز توجه نمایند. 

واژه های کلیدی: سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، خودکارآمدی، رضایت از زندگی

 فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                      صفحه

فصل اول:  مقدمه

1- 1-کلیات…………………………………………………………………………………………………………………………….. 2

1-2- اظهار مساله……………………………………………………………………………………………………………………… 7

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………………………………. 11

1-4- اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………………………………….. 12

1-5- سؤالات پژوهش…………………………………………………………………………………………………………… 13

1-6- تعریف مفهومی متغیرها………………………………………………………………………………………………. 13

1-6-1- خودکارآمدی………………………………………………………………………………………………………. 13

1-6-2- رضایت از زندگی……………………………………………………………………………………………….. 13

1-6-3- سرمایه فرهنگی…………………………………………………………………………………………………. 14

1-6-4- سرمایه اجتماعی……………………………………………………………………………………………….. 14

1-6-5- سرمایه اقتصادی………………………………………………………………………………………………… 14

1-7- تعاریف عملیاتی متغیرها…………………………………………………………………………………………….. 14

1-7-1- خودکارآمدی……………………………………………………………………………………………………… 14

1-7-2- رضایت از زندگی……………………………………………………………………………………………….. 15

1-7-3- سرمایه فرهنگی…………………………………………………………………………………………………. 15

1-7-4- سرمایه اجتماعی……………………………………………………………………………………………….. 15

1-7-5- سرمایه اقتصادی………………………………………………………………………………………………… 16

عنوان                                                                                                                      صفحه

فصل دوم : مبانی نظری و تحقیقات پیشین

2-1- مبانی نظری…………………………………………………………………………………………………. 18

2-1-1- مفهوم خودکارآمدی………………………………………………………………………………………….. 18

2-1-2- رضایت از زندگی……………………………………………………………………………………………….. 23

2-1-3- سرمایه فرهنگی…………………………………………………………………………………………………. 26

2-1-4- سرمایه اجتماعی……………………………………………………………………………………………….. 32

2-2- تحقیقات پیشین………………………………………………………………………………………… 37

2-2-1- تحقیقات پیشین مربوط به خودکارآمدی و سرمایه‌ها……………………………………. 37

2-2-2- تحقیقات پیشین مربوط به رضایت از زندگی و سرمایه‌ها……………………………… 39

 فصل سوم: روش پژوهش

3-1- طرح پژوهش……………………………………………………………………………………….. 42

3-1-1- جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………. 42

3-1-2- نمونه و روش نمونه گیری………………………………………………………………………………… 42

3-2- ابزارهای پژوهش…………………………………………………………………………………………. 43

3-2-1- مقیاس خودکارآمدی…………………………………………………………………………………………. 43

3-2-2- مقیاس رضایت از زندگی ( BMSLSS)………………………………………………………….. 46

3-2-3- مقیاس سرمایه فرهنگی……………………………………………………………………………………. 47

3-2-4- مقیاس سرمایه اجتماعی…………………………………………………………………………………… 49

3-2-5- مقیاس سرمایه اقتصادی……………………………………………………………………………………. 50

3-3- چگونگی اجرای آزمون………………………………………………………………………………………………………. 51

3-4- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات…………………………………………………………………………………… 51

 عنوان                                                                                                                      صفحه

فصل چهارم: یافته‌ها

4-1- یافته­های توصیفی متغیرهای مورد پژوهش……………………………………………………………… 53

4-2- یافته های مربوط به سئوالات پژوهش………………………………………………………………………. 54

4-2-1- ارتباط سرمایه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی با خودکارآمدیو رضایت از زندگی……. 54

4-2-2- پیش‌بینی خودکارآمدی بر اساس سرمایه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی….. 55

4-2-3- پیش‌بینی رضایت از زندگی بر اساس سرمایه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی……………… 58

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

5-1- بحث و مطالعه یافته­های پژوهش………………………………………………………………………………. 60

5-2-کاربردهای نظری و عملی…………………………………………………………………………………………….. 68

5-3- محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………….. 70

5-4- پیشنهادهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………. 71

 فهرست منابع و مآخذ

منابع فارسی ……………………………………………………………………………………………………………. 72

منابع انگلیسی………………………………………………………………………………………………………….. 77

کلیات

زندگی هر بشر از باورها، هیجان‌ها و عواطف او ساخته شده می باشد. فرایندهای شناختی و هیجانی در جای‌جای زندگی، بر عملکرد بشر تأثیر می‌گذارند. باورهای خودکارآمدی[1] از مفاهیمی هستند که همواره توجه روان‌شناسان را به خود جلب کرده‌اند و در ابعاد گوناگون زندگی بشر متجلی می شوند. برای نخستین بار بندورا[2] (1977)، مفهوم خودکارآمدی را به ادبیات روان‌شناسی وارد نمود. خودکارآمدی از مفاهیم مهم در نظریه­ی شناختی-اجتماعی بندورا می باشد‌ (باسول[3]، 2010). ‌در نظریه‌ی شناختی-‌‌اجتماعی خود‌کارآمدی عبارت از احساس شایستگی، کفایت و قابلیت در کنارآمدن با زندگی می باشد (شولدز و شولدز[4]، 1998). بندورا خودکارآمدی را یکی از فرایندهای شناختی می‌داند که ما از طریق آن بسیاری از رفتارهای اجتماعی خود و بسیاری از ویژگی‌های شخصی را گسترش می‌دهیم. رفتارهای اشخاص به این بستگی دارد که خود باور داشته باشند که می‌توانند اقدام خاصی را با موفقیت به انجام برسانند (بندورا، 1977؛ ترجمه ماهر، 1372). باورهای فرد نسبت به توانایی‌های خود بر رفتار به شیوه‌های مختلف، مانند بر انتخاب‌های آن‌ها تأثیر مثبت می‌گذارد و باعث می گردد که فرد جریان اقدام را دنبال یا قطع کند (آب‌نیکی، 1385). خودکارآمدی بالا موفقیت و زندگی شخصی بشر را از طرق بسیار، غنی می کند (پرسکیوا، بوتا و پاپاگیانی[5]، 2008)، پژوهش‌های انجام شده، نشان می‌دهند که خودکارآمدی در شکل دهی به رفتار فردی و دستیابی موفق به اهداف تأثیر قدرتمندی دارد (استیس[6] و همکاران، 2006). 

    از نظر بندورا، خودکارآمدی تنها زمانی بر کارکرد تأثیر می‌گذارد که شخص، مهارت‌های لازم را برای انجام کاری ویژه دارا باشد و برای انجام آن کار به­ اندازه‌ی کافی برانگیخته گردد (فراری 1991، به نقل از پاجارس[7]، 1996). خودکارآمدی به عنوان یکی از مفاهیم محوری در مبحث شناختی­- اجتماعی، کانون توجه بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت می­باشد و سهم مهمی در روانشناسی تربیتی دارد، زیرا که باور افراد از توانمندی­ها و شایستگی­هایشان و همچنین تفکر، استدلال و تفسیر آنان هنگام مواجه شدن با مسائل و موقعیّت­ها، جنبه­های مختلف زندگی آنان را تحت الشعاع قرار می­دهد (نیکنام، 1390).

    از دیدگاه پاستورلی و همکاران (2001)، خودکارآمدی سازه­ای چند بعدی می باشد و بایستی در زمینه­های مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد. خودکارآمدی به توان فرد در رویارویی با مسائل برای رسیدن به اهداف و موفقیت او تصریح دارد.

تحقیقات نشان داده­اند که خودکارآمدی بیشتر از این که تحت تأثیر ویژگی‌های هوش و توان­ یادگیری دانش‌آموزان باشد، تحت تأثیر ویژگی‌های شخصیتی مانند عقیده داشتن خود (اعتماد به نفس)، تلاشگر بودن و تسلیم نشدن (خودباوری)، وارسی علل عدم موفقیت به هنگام ناکامی (خودسنجی)، آرایش جدید مقدمات و روش‌های اجتماعی رسیدن به هدف (خودتنظیمی) و تحت کنترل درآوردن تکانه‌ها (خودرهبری)، قرار دارد. این عوامل در بعضی از دانش‌آموزان حتی بیشتر از توان یادگیری موجب پیشرفت آنها می گردد (بهرامی، 1386؛ به نقل از پور جعفردوست، 1386).

ارتباط خودکارآمدی با بافت اجتماعی، انکارناپذیر می باشد. به اظهار لینن‌برینک و پینتریچ[8] (2003)، خودکارآمدی به عنوان قضاوت فرد درمورد توانایی انجام یک فعالیت خاص، تحت تأثیر تفاوت‌های درون فردی و محیطی قرار دارد؛ به طوری که برای تکالیف یکسان، ادراک خودکارآمدی افراد با در نظر داشتن بافت محیطی، متفاوت می باشد. پس، خودکارآمدی می‌تواند با انواع مختلف سرمایه (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) ارتباط منطقی و نزدیکی داشته باشد. با در نظر داشتن پیشینه­ی موجود، این موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفته می باشد و بر همین اساس پژوهش حاضر کوشش کرده می باشد رابطۀ خودکارآمدی را با انواع مختلف سرمایه (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی[9]) مطالعه کند تا در جهت پیوند مفاهیم جامعه­شناختی با مفاهیم روان­شناختی و ارائه‌ی دید سیستمی به مفاهیم یادشده گام کوچکی برداشته باشد. در عین حال، یادکرد این نکته بایسته می باشد که تمام سرمایه­های زندگی بشر، اگر در او احساس رضایت درونی ایجاد نکنند، از کارکرد اصلی خود دور مانده‌اند. پس، دیگر متغیر این پژوهش، که به عنوان یکی از پیامدهای  سرمایه­های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی محسوب می­­گردد، «رضایت از زندگی[10]» می باشد.  

رضایت از زندگی بیانگر توجه مثبت فرد نسبت به جهانی می باشد که در آن زندگی می کند. اینگلهارت[11] (1998) مفهوم رضایت را این گونه تعریف می‌نماید: احساس رضایت از بازتاب توازن میان آرزوهای شخصی و وضعیت عینی فردی به وجود می‌آید.

ازکمپ[12] (1995)، در تعریف رضایت از زندگی می‌گوید: رضایت بر تجربه شناختی و داورانه‌ای دلالت دارد که به عنوان اختلاف ادراک شده بین آرزو و پیشرفت در زندگی (یعنی شکل گیری آرزو) تعریف می گردد. این تعریف طیفی را تشکیل می‌دهد که از ادراک کامروایی تا حس محرومیت را در بر می‌گیرد. این مفهوم با مفهوم خوشحالی که ناظر بر تجربه­ی عاطفی (هیجان و احساسات) می گردد، تفاوت دارد. رضایت از زندگی، توجه فرد، ارزیابی عمومی نسبت به کلیت زندگی خود و یا بعضی از جنبه‌های زندگی، همچون زندگی خانوادگی و تجربه آموزشی می باشد (دینر، سان، لوکاس و اسمیت[13]، 1999).

رضایت از زندگی یک مفهوم ذهنی و منحصر به فرد برای هر بشر می باشد که جزء اساسی بهزیستی ذهنی را تشکیل می‌دهد و عمومأ به ارزیابی‌های شناختی یک فرد از زندگی خود تصریح دارد. این مفهوم شامل یک ارزیابی کلی از زندگی بوده و فرایندی مبتنی بر قضاوت فردی می باشد. در این طریقه، مقایسه‌ای بین ملاک‌های فرضی شخص با زندگی واقعی‌اش صورت گرفته و هر چه واقعیت زندگی با این ملاک‌های فرضی نزدیک به هم باشند، فرد احساس رضایت بیشتری از زندگی می کند (دلاهایج، گیلارد و وان دام[14]، 2010).

 آن­گونه که در پژوهش­ها آمده می باشد، عوامل متفاوتی در رضایت از زندگی مشارکت دارند؛ گیبسون[15] (1986) تعامل اجتماعی، دینر (1985) عوامل شخصیتی، جورج[16] (1981) سطح درآمد و طبقه اجتماعی و ویلیتس و کرایدر[17] (1988) مذهب را در اندازه رضایت از زندگی مؤثر دانسته‌اند. پس بر اساس آن­چه که پیش­تر اظهار گردید و با در نظر داشتن پاره‌ای عوامل تأثیرگذار بر شاخص‌های رضایت از زندگی، در پژوهش حاضر از میان عوامل مختلف مرتبط با رضایت از زندگی، ارتباط‌ی انواع سرمایه (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی)، با این متغیر مطالعه شده می باشد. بر همین مبنا در ادامه، درآمدی به متغیرهای سرمایۀ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ارائه خواهد گردید.

متغیر سرمایه فرهنگی، که رابطۀ آن با خودکارآمدی و رضایت از زندگی مطالعه گردید، عبارت می باشد از گرایش‌ها و عادات دیرپا که در طی فرایند جامعه‌پذیری، حاصل می شوند و نیز اهداف فرهنگی ارزشمند، نظیر صلاحیت‌های تحصیلی و فرهنگی. مانند گرایش‌ها و عادات، می‌توان به مهارت‌های غیر رسمی بین اشخاص مانند سبک زندگی، وضعیت تحصیلی، سلیقه و زبان، تصریح نمود. سرمایه فرهنگی در بین سرمایه‌ها، پا برجاترین و ثابت‌ترین سرمایه می باشد (نوغانی، 1385).

بوردیو[18] (1997) اولین بار مفهوم سرمایه فرهنگی را برای تحلیل اینکه چگونه فرهنگ و تحصیلات تعامل دارند و در بازتولید اجتماعی سهیم هستند، به کار برد. نوغانی (1385) نشان داد، در پرتو حضور سرمایه اجتماعی و سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی سهم مثبت و معناداری در احتمال قبولی، و نمره کسب شده توسط داوطلبان آزمون سراسری، جهت ورود به آموزش عالی دارد. ترامونته و ویلمز (2010) در پژوهش خود نشان دادند که سرمایه فرهنگی بر روی بازده آموزشی تاثیر مثبت و معناداری دارد. بخش عمده‌ای از تحقیقات انجام شده در زمینه تأثیر سرمایه فرهنگی بر عملکرد تحصیلی، در حوزه‌ی جامعه‌شناسی آموزش و پرورش صورت گرفته می باشد. هر چند که می گردد ارتباط این نوع سرمایه را با سایر ابعاد حیات اجتماعی- فرهنگی (نظیر چگونگی تعریف فرد از خویشتن) نیز مورد مطالعه قرار داد، پس با در نظر داشتن اهمیت این سرمایه‌ها و اندازه تأثیرشان بر پیشرفت تحصیلی مطالعه ارتباط‌شان با خودکارآمدی دانش‌آموزان، که مسلمأ آن هم در پیشرفت تحصیلی جایگاه بسزایی دارد، می‌تواند یک مطالعه کاربردی باشد.

لینچ و کاپلان[19] (1997) سرمایه اجتماعی را نوعی انباشت سرمایه و شبکه‌هایی معرفی می‌کنند که همبستگی اجتماعی، تعهد اجتماعی و در نتیجه نوعی عزت نفس و سلامتی در افراد به وجود می‌آورد. پاتنام[20] (1995) نیز سرمایه‌ی اجتماعی را در اجزایی زیرا شبکه‌ها، هنجارها و اعتماد اختصار می­کند. هارفام[21] (1994) بر این باور می باشد که سرمایه‌ی اجتماعی عوامل استرس‌زا را در زندگی کاهش می‌دهد و خطر این عوامل را در زندگی کم می کند. سرمایه اجتماعی می‌تواند حوادث منفی زندگی همچون از دست دادن شغل را کاهش دهد. گروسی و نقوی (۱۳۸۷) دریافتند بالا نبودن سطح کیفیت زندگی در بین شهروندان تحت تأثیر سطح نسبتأ متوسط سرمایه اجتماعی ایشان می باشد. فونگ ساوان و همکاران[22] (۲۰۰۶)، در پژوهشی با عنوان سرمایه­ اجتماعی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و اضطراب روان‌شناختی در استرالیا، نشان دادند که با افزایش سرمایه اجتماعی، اضطراب کاهش می‌یابد. هانگ چائو، ون-یین و چینگفو[23] (۲۰۰۹) در پژوهشی با عنوان سرمایه­ی اجتماعی و پیشرفت تحصیلی در بین دانش‌آموزان نروژی نشان دادند که سرمایه­ی اجتماعی دانش‌آموزان (روابط اجتماعی با والدین، معلمان و هم­سالان) ارتباط معناداری با پیشرفت تحصیلی دارد.

نری و وایل[24] (۲۰۰۸)، در پژوهشی با عنوان سرمایه­ اجتماعی و عملکرد تحصیلی در بین دانش‌آموزان استرالیا نشان دادند که سرمایه­ اجتماعی، لزومأ تأثیری بر پیشرفت تحصیلی ندارد اما بر بهزیستی افراد مؤثر می باشد.

 سرمایه اقتصادی عبارت می باشد از همه‌ی کالاهای مادی که در دسترس فرد قرار دارد؛ این کالاها می‌توانند از خانه و نوع و اندازه‌ی آن،‌ تا اتومبیل و کالاهای بهره گیری ‌شده در درون خانه مانند یخچال، تلویزیون و … تا وسایل شخصی دانش‌آموز مانند نوع لوازم تحریر، اتاق شخصی و … را دربرگیرد (نوغانی، 1385). آن­چه در این بین تأثیر این سرمایه را برجسته­تر می­کند، ارتباط مستقیم آن با وضعیت اقتصادی­-اجتماعی خانواده­ها، به عنوان خاستگاه نخستین رضایت از زندگی و خودکارآمدی می باشد. مسلم می باشد که بسیاری از خانواده­ها به دلیل محدودیت در سرمایۀ اقتصادی، در حوزۀ تربیت فرزندان و ایجاد حس کارآمدی در آنان و هم­چنین در ایجاد رضایتمندی – حداقل مادی – در فرزندانشان، به مشکلاتی دچار می­شوند (دهقانی، اکبرزاده، خوش فر و ربانی، 1389). از این رو مطالعه این متغیر نیز در کنار سرمایه‌های پیش­گفته، در دستور کار این پژوهش قرار گرفته می باشد.   

1-2- اظهار مسئله

خودکارآمدی به توان فرد در رویارویی با مسائل برای رسیدن به اهداف و موفقیت او تصریح دارد.  بندورا معتقد می باشد افراد با خودکارآمدی بالا از فرایندهای فکری سطح بالاتر (از قبیل تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی از طبقه سوم بلوم) برای حل مسائل پیچیده بهره گیری می‌کنند. این افراد خود را در تکالیف چالش انگیز موفق تصور می‌کنند؛ در حالی که افراد با خودکارآمدی پایین از فرایندهای فکری سطح پایین‌تر بهره گیری می‌کنند و در انجام تکالیف، خود را بدشانس می‌دانند. این تفاوت توجه و عملکرد منجر به ایجاد تفاوت در انگیزش آن‌ها می‌­گردد (بندورا، 1986). همچنین باورهای خودکارآمدی تأثیر مهمی در رشد انگیزش درونی دارد. این نیروی درونی وقتی رشد می‌یابد که تمایل برای دست‌یابی به این معیار در فرد ایجاد گردد و در صورت کسب نتیجه، فرد به خودسنجی مثبتی دست پیدا می کند. این علاقه‌ی درونی موجب کوشش‌های فرد در طولانی مدت و بدون حضور پاداش‌های محیطی می گردد (کدیور، 1382). خودکارآمدی، یکی از صفات مثبت می باشد که بشر‌ها تمایل دارند به آن دست پیدا کنند زیرا برخوردار بودن از آن تا حد زیادی تضمین کننده موفقیت افراد در جوانب مختلف زندگی می باشد. تقویت این سازه مهم در فرد بسته به عوامل متعددی می باشد که در تحقیقات مختلف مورد مطالعه قرار گرفته و تأثیر این عوامل خاطرنشان شده می باشد. فرد برای تقویت هر ویژگی در خود نیاز به قابلیت و ظرفیت متناسب با آن ویژگی دارد و سپس نیاز به سرمایه­ای که به وی در جهت تقویت آن ویژگی کمک کند. از آنجا که هرچه توانایی فرد در انجام فعالیت‌هایش بیشتر باشد، فرد قضاوت بهتری از خود به عنوان یک فرد توانمند خواهد داشت و دارای خودکارآمدی بالاتری خواهد بود، به نظر می‌رسد با در نظر داشتن اینکه سرمایه­های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، دارایی­های فرد محسوب می­شوند و تأثیر مهمی در زندگی فرد اعمال می‌کنند (مثلأ فرد که دارای سرمایه فرهنگی بالاتری می باشد، مدارک علمی بیشتری دارد، از لحاظ فرهنگ مطالعه در سطح بالاتری قرار دارد و کالاهای فرهنگی بیشتری از قبیل کتاب در دسترس دارد، و شخصی که دارای سرمایه اجتماعی بالاتری می باشد، از مهارت‌های اجتماعی بالاتری برخوردار می باشد) و مسلمأ این دارایی‌های فرهنگی و اجتماعی وی را نسبت به توانایی‌هایش خوش‌بین‌تر خواهد نمود. با مطالعه تحقیقات مختلف به نظر می­رسدکه تأثیر سرمایه­های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر خودکارآمدی نادیده گرفته شده می باشد.

سازه دیگری که مورد مطالعه قرار گرفته می باشد، رضایت از زندگی می باشد. رضایت از زندگی یک مفهوم ذهنی و منحصر به فرد برای هر بشر می باشد که جزء اساسی بهزیستی ذهنی را تشکیل می‌دهد و عمومأ به ارزیابی‌های شناختی یک فرد از زندگی خود تصریح دارد. این مفهوم شامل یک ارزیابی کلی از زندگی بوده و فرایندی مبتنی بر قضاوت فردی می باشد. در این طریقه، مقایسه‌ای بین ملاک‌های فرضی شخص با زندگی واقعی‌اش صورت گرفته و هر چه واقعیت زندگی با این ملاک‌های فرضی نزدیک به هم باشند، فرد احساس رضایت بیشتری از زندگی می کند (دلاهایج و همکاران،2010).  

 تجربه شادکامی و رضایت از زندگی هدف برتر زندگی به شمار می‌رود و احساس غم و ناخرسندی اغلب مانعی در راه انجام وظایف فرد شمرده می شوند (آناس[25]، 1993، به نقل از بیانی، 1386). رضایت‌مندی نوجوانان و جوانان از زندگی بستر ساز گسترش رضایت آنان به حوضه‌های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می باشد. پژوهش‌های انجام شده در زمینه رضایت از زندگی در بین نوجوانان نشانگر آن می باشد که رضایت از زندگی و تلقی مثبت از زندگی در گروه سنی دانش‌آموزان کاملأ متفاوت از بزرگسالان می باشد و مستلزم مؤلفه‌های ویژه این گروه سنی می باشد (زکی، 1386).

  از طرفی در خصوص رضایت از زندگی بایستی خاطرنشان ساخت که بشر موجودی هدفمند می باشد و همیشه در پی ارزیابی از وضعیت زندگی می‌باشد و تا زمانی که به آن چیز که که می‌خواهد دست نیابد و یا حرکت موفقی به سوی هدفش نداشته باشد، احساس رضایت نمی‌کند. با در نظر داشتن تحقیقات انجام شده تا حدودی به تأثیر سرمایه اجتماعی در اندازه رضایت‌مندی تصریح شده می باشد اما تأثیر سرمایه فرهنگی و اقتصادی بر این متغیر چندان مورد توجه قرار نگرفته می باشد. با این تفاسیر، پژوهش حاضر به دنبال مطالعه این مسئله می­باشد که آیا اندازه برخورداری فرد از این سرمایه­ها می­تواند اندازه خودکارآمدی و رضایت از زندگی را پیش­بینی کند؟

سؤالات اساسی پژوهش حاضر این می باشد که، آیا بین این سرمایه‌ها (سرمایه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی)، و خودکارآمدی و همچنین بین این سرمایه‌ها و رضایت از زندگی، ارتباط معنی‌داری هست؟ الگوی مفهومی از ارتباط بین متغیرهای پژوهش در شکل 1-1 نشان داده شده می باشد.

تعداد صفحه :103

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد : پیش بینی افسردگی بر اساس افکار ناکارآمد و فراشناخت در نواجوانان

قیمت : 14700 تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت :        ****       serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***