نوآوری در عرصه سیاست و حکومت منابع مقاله: امام خمینی و قرائتی نوین از دین، موسوی تبریزی، سید حسین ؛صفحه: 1 اشاره فرمودید که امام در موضوع حکومت و در بحث ولایت فقیه، جامع‏نگر بودند، یعنی اسلام را در همه ابعاد و جوانب آن می‏نگریستند.اگر ممکن است بفرمایید که آیا چنین نگرشی در فقهای پیش از ایشان هم بوده است؟ در ضمن امام چگونه به این نتیجه رسیدند که جامعیت اسلام، حکومت را هم پوشش می‏دهد؟ ـ جامعیت اسلام، نکته‏ای نبود که فقهای بزرگ پیش از ایشان یا همزمان با ایشان از آن غافل باشند.تفاوت عمده امام با دیگران، بینش سیاسی آن بزرگمرد بود.حضرت امام تشکیل و اداره حکومت را از وظایف مهم و اصلی علمای اسلام می‏دانستند.بعضی ممکن است، کمک به حکومت دینی را وظیفه بدانند.اما اصل تأسیس حکومت را در شرح وظایف فقیه نیاورند. امام این طور فکر نمی‏کردند، بلکه فقیه را موظف به بنیانگذاری حکومت و نظام می‏دانستند .در این تفکر، مبارزه با ظلم نه برای تعدیل حاکمان است، بلکه برای براندازی ظلم است.امام مبارزه با شرک و کفر و ظلم را از رهگذر حکومت می‏جستند و موفق می‏دانستند.ایشان دو وظیفه برای خود و هر فقیه دیگری در نظر داشتند: اداره صحیح امور مردم، و محو ظلم.همین طور که هرکسی می‏فهمد، این دو برنامه، تنها در سایه حکومت، جامه عمل می‏پوشد. بنده قبل از انقلاب در صحبت با بعضی از مراجع معاصر، فهمیدم که این بزرگواران تشکیل حکومت دینی را از وظایف مردم می‏دانند.یعنی فقیه تنها، باید مردم را ارشاد کند و به آنان بگوید که بعد از تشکیل حکومت، رفتار اسلامی چیست یا چه باید کرد؟ خصوصا اگر براندازی حکومتهای موجود، با ضرر و خطر همراه باشد، لزومی نمی‏دیدند که اقدام کنند.یعنی برخورد را واجب شرعی و لازم عقلی نمی‏دانستند.در این بینش، مردم باید حکومت دینی را بر پا دارند و برای اجرای حدود به علما مراجعه کنند. حتی گاهی برای این طرز تفکر، به آیات و روایات هم، استناد می‏کردند.به خدمت یکی از همین بزرگواران عرض کردم که حضرت امیر (ع) فرمودند: «قیام من برای آن بود که حدود الهی را اجرا کنم.» ایشان فرمودند: «چون مردم گرد حضرت جمع شدند و حکومت را به آن گرامی سپردند، امام خود را موظف دید که اجرای حد کند.» پس تفاوت امام با بسیاری از فقها در اعتقاد به جامعیت اسلام نبود.جامعیت را همه می‏پذیرفتند .امتیاز امام این بود که جامعیت اسلام را در تشکیل حکومت می‏جست و آن را از وظایف هر مسلمانی، بویژه دانشمندان اسلامی قلمداد کردند.امام مسئله حکومت اسلامی را از دهه چهل به بعد مطرح کردند و خیلی هم بر آن پای فشردند.تا آنجا که، پهلوی تنها رقیب جدی و سرسخت خود را امام می‏دانست. اینکه عرض می‏کنم تفاوت امام خمینی با فقهای دیگر، در بینش سیاسی بود، از اینجا روشن‏تر می‏شود که امام مبارزه با ظلم را به هر قیمتی واجب می‏دانستند.ولی اکثر فقها می‏گفتند : مبارزه با ستم، نوعی نهی از منکر است، و نهی از منکر شرایطی دارد که اگر آن شرایط فراهم نبود، لازم نیست.یکی از آن شرایط هم این است که خطر جانی در پی نداشته باشد.سخن امام این بود که منکر اگر ظلم کلی و فراگیر باشد، نهی و مبارزه با آن واجب است، اگرچه به کشتار و شهادت بینجامد. اندیشه حکومت را دقیقا امام از سال چهل و هفت یا هشت، مطرح کردند. ولی اصل مبارزه با ظلم، مخالفت با اسرائیل، استقلال از آمریکا، مبارزه با فحشا و...از سال چهل و دو شروع شد.این نشان می‏دهد که موضوع حکومت و نظام سیاسی، صورت کامل و هماهنگ مبارزات اسلامی است. به نظر می‏آید، امام در اصل ولایت فقیه به یک توسعه مفهومی اعتقاد داشتند.یعنی معنا و مفهوم ولایت فقیه را در پیش از آنچه نزد پیشینیان بود، توسعه دادند.این گسترش مفهومی را امام با سایر عناصر مطرح در حوزه نیز سرایت دادند.مثلا همین پدیده تبلیغ را اگر در نظر بگیریم، اگر حوزه بر اساس اندیشه‏های امام هدایت و برنامه ریزی شود، وضعیتی بسیار گسترده‏تر، ژرفتر و متنوعتر از وضعیت سنتی خود را خواهد داشت.حتی اگر مبانی فکری فقهای دیگر را اساس قرار بدهیم و بگوییم تشکیل حکومت از وظایف مردم است، این وظیفه را می‏توان از طریق تبلیغ به آنان گوشزد کرد.نظر حضرت عالی در این زمینه چیست؟ ـ همین طور که می‏فرمایید اضافه می‏کنم که امام برای رسیدن به اهداف بلندی که داشت، مقدمات آنها را فراهم کرد.رویه امام این نبود که مثلا یک مسیحی را به اسلام تشرف بدهند، یا آنقدر در گوش شرابخوار و زناکار بخوانند که توبه کنند.اینها برد کمی دارد.خیلی از فعالیتهای پر سر و صدای برخی از دلسوزان اسلام، با همه قداست و معنویتی که داشتند، محدوده اندکی را پوشش می‏داد.مبارزه با فقر، ستم، فحشا و بی اعتقادی در برنامه همه بود. امام توسعه مفهومی در عناصر حوزوی ـ که شما گفتید ـ فقط در کار امام و پیروان ایشان مشاهده می‏شد.امام دنبال این نبودند که چند گرسنه را سیر کنند، چند نوجوان را به راه بیاورند، بیمارستانی بسازند و گناهکاران را توبه‏بدهند.امام به ریشه‏ها می‏اندیشیدند و از همه استعدادهای حوزه، از جمله تبلیغ، برای ریشه کن کردن آنها سود می‏جستند.در دستگاه فکری امام همه نیروهای فکری، انسانی، مالی و اعتباری بسیج شده بودند که ریشه‏ها را بسوزانند .اگر ریشه قطع می‏شد، آن وقت: یدخلون فی دین الله افواجا ، انگشت اعتراض امام به سمت کانونهای فرهنگ ساز، مثل رادیو و تلویزیون، دانشگاه، مدارس، ادارات و در رأس همه حکومت بود. امام مثل هر شخصیت تیز بین و مآل اندیشی می‏دانست که افراد جامعه از هم تأثیر می‏پذیرند .با اصلاح یکی دو نفر، درمان کردن مردم یک محله و با توبه دادن چند جوان، کار درست نمی‏شود .چون شما دو سال زحمت می‏کشید و چند نفر را به راه می‏آورید.ولی همینها در عرض چند ساعت، دوباره به فساد کشیده می‏شوند.چون کشور از مراکز فساد پر بود.رادیو فاسد بود، تلویزیون مفسده انگیز بود، دانشگاهها جوانان را منحرف می‏کردند و خلاصه همه جا لانه فساد شده بود.حمله امام به ریشه‏ها بود، و لو اینکه ریشه‏ها در خارج از مرزهای کشور باشند.این بود که امام همیشه، آمریکا و انگلستان و استکبار جهانی را هدف قرار می‏داد.ایشان شاه را هم عمله و وسیله آنها می‏دانست.از اوج به مسائل نگاه می‏کردند لذا مشکلات جزیی را برای خود حل کرده بودند. هدف امام الهی کردن فرهنگ جامعه بود.با این هدف جو عمومی اجتماع، رعایت حقوق الهی و کمک مردم امکان داشت.انفاق، عدالت، از خود گذشتگی، حق مداری خیلی خوب است.اما اگر فضای کلی جامعه این گونه نباشد، کسی نمی‏تواند این ارزشها را پایدار و فراگیر نگه دارد.انقلاب اسلامی به رهبری امام این خاصیت را داشت.یعنی جو و فضای جامعه، الهی شده بود.مردم در دوران انقلاب، همه فداکاری می‏کردند.اگر کوچکترین مشکلی برای کسی پیش می‏آمد، مشکل همه بود.مستمندان تحقیر نمی‏شدند، سرمایه داران به سرمایه‏های خود نمی‏بالیدند.سادگی یک ارزش بود.مردم به حقوق شرعی و عرفی خود قانع بودند.این همان چیزی بود که امام می‏خواست .یعنی یک جامعه سراپا دینی و الهی.یادم هست در مدرسه علوی، کیسه‏های پول، یکی پس از دیگری می‏آمد، این پولها را کسانی به انقلاب هدیه می‏کردند، که ممکن بود تا چند ماه پیش، از یک ریال آن نمی‏گذشتند.به تعبیر خود امام، مردم الهی شده بودند. همان وقتها، بعضی از فضلای حوزه حتی روشنفکران حوزه، حرفهایی می‏زدند، مقالاتی می‏نوشتند و عقیده‏هایی را رواج می‏دادند که در نهایت اگر خیلی موفق می‏شدند، شاخه‏ای از فساد را قطع می‏کرد.مجله مکتب اسلام، با چه طول و تفضیلی راجع به زیانهای مشروبات الکلی، مقاله چاپ می‏کرد یا اینکه نگاه کردن به تلویزیون برای چشم ضرر دارد.همان موقع ایران پر شده بود از میکده‏ها و مراکز فساد.تلویزیون با برنامه‏های مفسده انگیزش بیشترین وقت مردم را گرفته بود.اگر کسی این مقالات را می‏خواند، فکر می‏کرد تلویزیون برای این حرام است که به چشم انسان صدمه می‏زند! امام زمامداران را هدف می‏گرفت.چون می‏دانست که همه این مفاسد یک سرچشمه دارد، و آن حکومت فاسد پهلوی است، و آن هم خود از یک سرچشمه دیگر که بیرون از مرزهای کشور است آب می‏خورد.حالا شما ببینید که چقدر بین این دو رویه اختلاف بود. امسال توسط رهبر انقلاب اسلامی، سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری شده است. اگر آحاد جامعه موفق شوند که از استعدادهای وجودی خویش و ظرفیتها و توانایی هایشان بخوبی بهره برداری نمایند به «خودشکوفایی» رسیده و از این رهگذر جامعه نیز پویا و رشد یافته می شود. در مقاله حاضر نویسنده کوشیده است نگاهی گذرا به این مقوله داشته باشد. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم. شخصیت انسانی از پیچیدگی های بسیاری برخوردار است. این پیچیدگی در جامعه انسانی نیز خود را نشان می دهد. ظرفیت هایی شخصیتی در جامعه به شکل ظرفیت های اجتماعی خود را نشان می دهد. از این روست که نمی توان از ظرفیت ها و توانمندی های اجتماعی سخن گفت و از ظرفیت های انسانی چشم پوشید. این نگرش بر این باور است که میان فرد و اجتماع و شخصیت فردی و جامعه و تاریخ انسانی ارتباط فراتر از آن است که بتوان از هر یک به تنهایی سخن گفت. در نگرش و تحلیل قرآنی انسان موجودی فراتر از هر موجودی است که در تصور و حتی تخیل انسانی بگنجد؛ زیرا وی را خلیفه و جانشین خدا بر هستی دانسته است. این بدان معناست که غیر از خداوند تبارک و تعالی هیچ موجودی را نمی توان یافت که در حد و اندازه های انسانی پدید آمده و آفریده شده باشد. انسان، موجود منحصر بفرد در آیات قرآنی بر این نکته تأکید شده است که وی موجودی است که همه اسمای الهی را در خود به شکل نرم افزاری و غیرفعال دارا می باشد؛ تلاش های انسانی در یک فرآیند آن را به شکوفایی و باروری می رساند. اسمای الهی در تفسیر و تحلیل قرآنی به معنای ظرفیت هایی است که در انسان به شکل قوه در ذات وی نهاده و سرشته شده است. از این روست که انسان از همه چیزها، قدرت ها و ظرفیت هایی برخوردار است که در خداوند به فعلیت در آمده است. اگر الوهیت مطلق و ربوبیت مطلق خداوندی را کناری بگذاریم هم از الوهیت و ربوبیت طولی مقید برخوردار می باشد و هم از دیگر قدرت های الهی چون قدرت، خالقیت، زنده کردن و میراندن و تعلیم و تزکیه و تکلیم و تهذیب و امور دیگری که جزو قدرت های خداوندی شمرده می شود. از این روست که خداوند مدیریت و تدبیر هستی و موجودات آن را حتی موجودات برتر فرازمینی و فرامادی چون فرشتگان و جنیان را به عهده او گذاشته است و انسان کامل به خلافت از سوی خداوند همه آن ها را ربوبیت کرده و به کمال شایسته ایشان می رساند. البته این زمانی است که شخص خود در تلاشی که در اصطلاح قرآنی به آن کدح می نامد در یک فرآیند زمانی بکوشد تا سرمایه های سرشته در ذات خویش را به فعلیت رساند. در روان شناسی بر این نکته تأکید می شود که انسان در چند مرحله خود را به کمال می رساند. این کمال رسانی در دو جنبه مادی و معنوی و نیز در دو حوزه شخصیت فردی و اجتماعی است. وقتی انسان در یک فرآیند با تلاش و کوشش خود توانست تا اسمای الهی را در خود به فعلیت رساند به مقام خلافت انسانی دست می یابد و شخص برتر را شکل می بخشد که توانایی مدیریت بر هستی را دارا می باشد. شکوفایی افراد در جامعه در حوزه اجتماعی نیز این گونه است شخص در یک فرآیندی شخصیت و هویت اجتماعی خود را شکل می بخشد و توانایی همگرایی و بهره گیری از مواهب اجتماعی را برخوردار می شود. مجموعه ای که از انسان های کامل هر چند در بخش عمده ای از توانایی ها و ظرفیت ها به وجود می آید و در اصطلاح قرآنی از آن ها به جامعه ایمانی یاد می شود، جامعه برتر و نمونه ای است که به شکوفایی رسیده است. شکوفایی در جامعه برتر به معنا و مفهوم بهره گیری از همه ظرفیت های فعلیت یافته در جامعه است و اگر بخواهیم برای آن همانندی بیابیم می توان به خودشکوفایی در روان شناسی شخصیت انسانی اشاره کرد. خود شکوفایی به معنای آن است که شخص از همه ظرفیت ها و توانمندی های خویش بهره گیرد. در این حالت است که نوعی اعتمادبه نفس و عزت نفس در آدمی پدید می آید که وی را از دیگری بی نیاز می کند. این عدم وابستگی به دیگری به معنای منفی آن نیست بلکه به معنا و مفهوم آن است که شخص می خواهد از همه ظرفیت های خویش بهره گیرد و اگر از دیگری نیز بهره می گیرد و به واسطه آنان برخی از نیازهای فردی خویش را پاسخ می دهد در حقیقت بخشی از همان توانایی بهره گیری از دیگری است که هر کسی از آن برخوردار نمی باشد مگر آن که بتواند شخصیت خویش را به گونه ای بسازد که وی را موفق به کنترل و مدیریت دیگری کند. این گونه است که شخص با اعتماد به نفس کامل و به دور از هرگونه وابستگی ذلت گونه می تواند از بهترین شیوه تحمل دیگری و ارتباط و بهره گیری از توانمندی های آنان خود را به سوی کمال بکشاند. بکارگیری همه قوا و ظرفیتها چنین حالتی را نیز می توان در جامعه ایمانی و نمونه برتر یافت. جامعه برتر با عزت و اعتمادبه نفس نه تنها از ظرفیت ها و توانمندی های خودی و شهروندان خود بهره می گیرد بلکه با مدیریت و تدبیر برخاسته از ایمان از توانایی و ظرفیت های موجود در دشمن نیز به نفع خود سود می برد. چنین مسئله ای را پیامبر(ص) به اشکال مختلف بیان داشته است که یکی از آن ها مسئله به کارگیری از ظرفیت های شیطان برای اهداف خدایی خود و جامعه ایمانی بوده است. آن حضرت(ص) در روایتی می فرماید: اسلم شیطانی بیدی؛ شیطانی من به دست من اسلام آورد و تسلیم گردید. به این معنا که من حتی توانستم دشمن خویش را برای اهداف خود رام کنم و از آن بهره گیرم. اگر مسئله اسلام آوری را در این جا نپذیریم بی شک تسلیم و مدیریت شیطان و قوای دشمن در آن به خوبی نمودار است. این شیطان که در روایت بیان شده است می تواند ابلیس باشد و می تواند قوای شیطان باشد که فجور را الهام می کند و آدمی را به سوی هواهای نفسانی سوق می دهد. بنابراین آن حضرت در هر حال توانست دشمن خویش را برای اهداف ایمانی و کمالی خویش به کار گیرد. جامعه ایمانی می بایست این گونه باشد و بتواند خود را برای رسیدن به اهداف خویش از هر گونه امکانات و ظرفیت های جامعه و حتی دشمنان خویش بهره گیرد. پس از شکوفایی و بهره گیری از ظرفیت های آن چه مهم و اساسی است پاسخ گویی به نیازهای نوشونده است. همان گونه که شرایط زمانی و مکانی و تغییر مقتضیات عصری چیزهای جدیدی را می خواهد و می طلبد پاسخ های نوین و تازه ای نیز نیاز است تا به این خواسته ها و شرایط پاسخ های درخور دهد. این پاسخ می بایست بر پایه اصول و ارزش هایی باشد که جامعه را ساخته و به مقام شکوفایی رسانده است. جامعه بر پایه بینش و نگرش ها و نیز ارزش ها و اصول خاصی توانسته است به این شکوفایی برسد. از این مرحله نیز می بایست براساس همان ارزش ها و اصول پاسخ های درست و راهکارها و سازوکارهای راستی را یافت که بتواند به شرایط زمانی پاسخ دهد. گستره نوآوری تأکید بر پاسخ مبتنی بر اصول و ارزش ها از آن روست که همین بینش ها و نگرش ها و ارزش ها بوده است که توانسته جامعه را تا این مرحله پیش برد و هر گونه تغییر در اصول و ارزش ها می تواند نه تنها بازدارنده بلکه واپس گرایانه باشد و حتی همگرایی جامعه را با خطر بحران هویت مواجه سازد. این نوآوری ها می تواند در روش ها و یا برخی از اصول غیرثابت و متغیر انجام شود. به این معنا که می تواند در روش ها و شکل ها باشد و هم می تواند در برخی از ماهیت ها و محتوایی که ارتباطی با اصول ثابت ندارد و بنیاد آن را دگرگون نمی کند اتفاق بیافتد. قرآن این گونه مسائل را در داستان تاریخ بشر که از آدم تا خاتم(ص) گزارش کرده آورده است. قرآن بیان می کند که خداوند در هر عصری مجموعه ای را فروفرستاده است که از آن به عنوان منهاج و روش های نوشونده یاد کرده است تا برای هر عصر تاریخی بتواند مفید و سازنده باشد و فرد و جامعه را به سوی کمال شایسته پیش برد. از این رو سخن از شریعه به میان می آید؛ به این معنا که جامعه بتواند خود را با بخشی از محتوای جدید همراه با روش های تازه به کمال برساند. به هر حال آن چه جامعه برتر ایمانی در این زمان نیاز دارد آن است که نیازهای نوشونده خویش را با بهره گیری از اصول و ارزش ها پاسخ های در خور دهد و از همه ظرفیت های موجود بهره گیرد. عنوان مقاله: انواع نوآوری از دیدگاه سازمان مولف/مترجم: سایت مهندسی ساخت و تولید موضوع: نوآوری و شکوفایی سازمانی سال انتشار(میلادی): 2006 وضعیت: تمام متن منبع: سایت مهندسی ساخت و تولید-smeir.ir تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت www.maqale.coo.ir مقدمه: صاحبنظران علم مدیریت نوآوری را به طرق گوناگون تقسیم می کنند. یکی از شیوه ها این است که انواع نوآوری را از دیدگاه سازمان و باتوجه به منابع مالی موردنیاز، مهارتهای موردنیاز،سطح ریسک ، سرعت نوآوری برای ورود به بازار و... بررسی کنیم . زیرا این دیدگاه کاربردی و عملی است . بنابراین باتوجه به شاخصهایی که برخی ازآنها ذکر شد، به توضیح انواع نوآوری می پردازیم : 1 - نوآوری بنیادی این نوآوری منجر به خلق بازارهای جدید می شود. جایگزینی لوله های خلاء با ترانزیستور، یک مورد از این نوع است . ویژگی نوآوریهای بنیادی ،توسعه انواع مواد جدید سرامیک ، فیبرهای مصنوعی ، کریستال است . پذیرش کند محصول جدید ازطرف مصرف کنندگان ، هزینه بالا و مخاطره آمیزبودن این قبیل نوآوریها ازجمله ویژگیهای آن است . نوآوریهایی از این قبیل برای شرکت بوجودآورنده آن ، حق ثبت به وجود می آورد و به شرکت یک برتری تکنولوژیکی نسبت به رقبا می دهد. و در درازمدت منجر به حاکمیت آنها در بازار می شود. برای به دست آوردن چنین موقعیتی در بازار شرکت بایدسرمایه گذاری سنگین و مستمر بر روی مهارتهای کارکنان و تجهیزات انجام دهد. 2 - نوآوری مبتنی بر توسعه عملکرد محصول وقتی نوآوری در محصولی به وجود می آید، شرکتها تلاش می کنند که کاربرد این محصول جدید را افزایش دهند. ویژگیهایی مانند قدرت ، دوام وانعطاف پذیری در توسعه کاربرد محصول موثر است . یک نمونه از انواع توسعه کاربرد و عملکرد محصول ، باتریهای لیتومی بزرگ کداک است . لیتوم به نسبت باتریهای قلیایی دارای مزیت قدرت و وزن است ، اما مشکل اندازه دارد که شرکتها نتوانسته بودند این مشکل را برطرف سازند و مهندسان شرکت کداک توانستند به این محدودیت نائل شوند. به طورکلی نوآوریهای بنیادی ، زمینه اصلی برای توسعه کاربرد محصول را فراهم می سازد و هرکدام از این کاربردهای جدید با منحنی S شکل حرکت می کنند. توسعه کاربردهای محصول به لحاظ مالی کمتر هزینه بر است و هزینه تحقیق و توسعه شرکتهایی که بر روی این قبیل نوآوریها کار می کنند، بسیار بیشتر از شرکتهایی است که تحقیقات بنیادی انجام می دهند. این نوآوری نیاز به دیدگاه ساختاریافته ای برای تعریف و حل مشکل و مهارتهای مرتبط با مهندسی ، بخصوص شیمی و مهندسی مکانیک دارد و به دلیل محیط رقابتی باید کار تحقیق به سرعت به نتیجه برسد. بنابراین باید رابطه متقابل بین کارکنان بخشهای تولید و تحقیق و توسعه وجود داشته باشد. 3 - نوآوری مبتنی بر ساختار فناوری تجدید ساختار فناوری مستلزم واردکردن مواد یا تجهیزاتی از دیگر حوزه های صنعت برای تولید هر محصول جدید است که اساسا با توسعه کاربردمحصول یا فرمول بندی جدید فرق دارد. زیرا با ترکیب چندتکنولوژی ، محصولی کاملا متفاوت ارائه می شود. از قدیمی ترین نمونه های تجدیدساختارفناوری و تولید که محصولی کاملا جدید است ، می توان به طراحی و تولید تانکهای جنگی اشاره کرد. این تکنولوژی از ترکیب موتورهای دیزلی کامیونهای بزرگ ، تراکتورهای کشاورزی و تفنگهای ته پرسبک به دست آمد که محصولی به نام زره پوش جنگی را به وجود آورد. نمونه ای از نوآوریهای جدید که همراه با تجدیدساختار فناوری بوده ، تولید تلویزیونهای بسیار کوچک مینیاتوری قابل حمل توسط شرکت سونی است . ترکیب کردن موضوع عمده این نوآوریها است . برای مثال شرکت یاماهای ژاپن از تکنولوژی سرامیک برای تولید راکت تنیس استفاده کرد این راکتها بر راکتهای فیبری رجحان داشت و نشان داد که چگونه تکنولوژی مواد برای هر کاربرد خاص می تواند به ایده ای کاملا جدید تبدیل گردد. در این نوع نوآوری نیز باید بین کارکنان تولید، مهندسی و تحقیق و توسعه ارتباط نزدیکی باشد. 4 - نوآوری در زمینه نام محصول و شهرت آن برچسب کالا نوآوری در برچسب کالا، ایجاد تمایل به خرید یک محصول خاص را دربرمی گیرد. تحقیقات نشان می دهد که حدود24 درصد از فروش محصول صرف تبلیغ آن می گردد. مطالعه بر روی نوشابه ها مثال خوبی از این موضوع است که تاچه اندازه برچسب محصول بر روی فروش آن تاثیر دارد. تحقیقات نشان داده که مصرف کننده با چشیدن نوشابه چشم بسته نمی تواند نوع نوشابه پپسی یا کوکاکولا را تشخیص دهد زمانی که محصول با مارک ارائه شود،ترجیحات مصرف کننده مشخص خواهد شد. نوآوری در برچسب ، نوعی سرمایه گذاری است که یک شرکت برای حفظ مشتری انجام می دهد وشرکتهایی مانند کوکاکولا از قدرت خود درمورد نام کالایشان برای معرفی کالاهای دیگر مانند کوکاکولا با طعم گیلاس و یا کوکای مخصوص رژیم استفاده می کنند. برخی از کالا در بازار برچسب و نام غالب داشتند اما به تدریج به علت عدم تداوم تبلیغ بر روی آن از ذهن مصرف کنندگان پاک شدند. هرشرکت برای موفقیت در این امر لازم است که درمورد چگونگی تاثیر عوامل فرهنگی بر پیام موردنظر، ارزش کانالهای تبلیغی مطالعه و بررسی کند و به این منظور افرادی با تخصصهای بالا در زمینه بازاریابی و تبلیغات موردنیاز است و نیز مستلزم مهارتهایی در زمینه برنامه ریزی برای به حداکثررساندن پتانسیل برگشت سرمایه و نیز تماس تنگاتنگ با مشتری لازم دارد. 5 - نوآوری در فرایند بیشتر سرمایه گذاریهای جدید صرف جایگزینی تجهیزات می شود. نرخ رشد این سرمایه گذاریها نشان می دهد که صنعت به طور مستمر درپی توسعه ظرفیت تولیدی خود است . نوآوری در فرایند تولید باعث می شود که شرکت ، مزیتهایی بر رقبا به دست آورد که عبارتند از: 1 - افزایش سرعت فرایندتولید و 2 - افزایش قابلیت انعطاف تولید از یک محصول به محصول دیگر. نوآوری در طراحی با استفاده از کامپیوتر و سیستم های قابل انعطاف تولید 14FMS در بسیاری از بازارها موثر است و نیز بر روی انواع دیگرنوآوری بخصوص توسعه کاربرد محصول و تجدید سازمان تکنولوژی تاثیر دارد. این مزیت رقابتی را 15TBC یا مزیت رقابتی مبتنی بر زمان می گویند.شرکت تویوتا با استفاده از سیستم تولید قابل انعطاف توانست عرضه ماشین جدید را در عرض سه سال انجام دهد شرکت دترویت که سیستم FMS ندارد در عرض پنج سال موفق به عرضه ماشین جدید می شود. نوآوری در فرایند باعث می شود که عرضه یکنواخت تولید با کیفیت بالا و یاقیمت پایین امکان پذیر گردد. نوآوری فرایند نیاز به سرمایه گذاری اساسی و اغلب بلندمدت دارد و اداره موثر نوآوری فرایند نیاز به مهارتهای مهندسی ،مدیریت تولید و مهارتهای خرید دارد. 6 - نوآوری در طراحی بسیاری از شرکتها نوآوری ازطریق طراحی را نادیده می گیرند. یکی از مسائل مهم در طراحی ، قابلیت انعطاف است بدین معنی که کالا باتوجه به شرایط بازار و تغییر علائق مصرف کنندگان قابلیت تعدیل داشته باشند، یکی از مثالهای کلاسیک در این زمینه ، اختراع خوراک پزی در اوایل قرن بیستم بود که با تغییرات متعددی منجمله در سوخت ، مواد به کار رفته و رنگ توانسته هنوز بعداز هشتاد سال در بازار باقی بماند. معیار دیگر در طراحی ،احساس راحتی و اطمینان مصرف کننده است . برای مثال جاروبرقی الکترولوکس به سرعت توانست به دلیل راحتی مصرف کننده ، در مقابل جاروبرقی هوور قرارگیرد. از مثالهای دیگر نوآوری در زمینه طراحی ، ارائه صندلیهای اداری |ERGON2است که به مصرف کننده امکان تغییر زاویه ، بلندی وکوتاهی و تغییر شکل پشتی های صندلی را می دهد. نوآوری در طراحی نیاز به تماس نزدیک با بازار مصرف دارد. 7 - نوآوری در زمینه تجدید فرمول سازی تجدید فرمول سازی مشابه تغییر در ساختار محصول بدون تغییر در اجزاء آن است . تغییر ویژگیهای فیزیکی یک محصول ، جزء این دسته بندی قرارمی گیرد. نوآوری در زمینه تجدید فرمول سازی ، شامل ترکیب مجدد اجزاء فعلی برای ارائه محصول جدید است اما این کار با تجدید ساخت تکنولوژی فرق دارد و ترکیب جدیدی از مواد موجود به دست می آید، برای مثال اضافه یا کم کردن اسانس های خاصی برای نوشابه و یا انواع اسپری های خوش بوکننده . شرکتی که در کار تجدید فرمول سازی است باید ارتباط نزدیکی بین بازار و کارکنان تولید به وجود آورد و مهارت تعیین نیازهای مشتری وتوانایی تبدیل آنها به یک محصول را داشته باشد. 8 - نوآوری در ارائه خدمات تحقیقات انجام شده نشان می دهد که هزینه جلب یک مشتری هفت برابر هزینه حفظ آن است . بنابراین نوآوری در خدمات یکی از مسائل مهم دررقابت محسوب می شود. نوآوری در ارائه خدمات مستلزم توسعه تخصص کارکنان در معرفی و ارائه فنی و مناسب محصول است . برای مثال شرکت دارویی مرک نمایندگان فروش خود را با بالاترین سطح تکنیکی آموزش می دهد تا بتواند به مناسب ترین شکل محصولات شرکت را معرفی کند.نوآوری در ارائه خدمات با سطح نسبتا پایین سرمایه گذاری صورت می گیرد و برگشت سرمایه آن سریع است . البته این نوآوری در کوتاه مدت مزیت رقابتی را فراهم می کند. 9 - نوآوری در بسته بندی تغییر بسته بندی عموما باعث تغییر میزان خرید کالا و یا میزان استفاده از آن در یک دوره زمانی و بازشدن بازارهای جدید بر روی آن کالا می شود.بسته بندی بهتر، نوع کیفیت انبارکردن کالا را بهبود می بخشد و به سلامت محصول و سهولت حمل آن کمک می کند که به نوعی در میزان پذیرش مصرف کننده تاثیر دارد. هزینه نوآوری در بسته بندی در مقایسه با هزینه تحقیقات نوآوریهای دیگر کمتر است اما مزیت رقابتی بلندمدتی برای شرکت ایجاد نمی کند بایسته‏های شکوفایی و نوآوری کد خبر : 04618 ۰۰:۱۵:۵۱ ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ مقام معظم رهبری سال 87 را سال شکوفایی و نوآوری تعیین نمودند که بررسی ابعاد و فلسفه این نامگذاری و تلاش برای تحقق و نهادینه کردن آن مورد توجه و تاکید است. می‏دانیم، انقلاب اسلامی ایران در حالی هدف توطئه های مختلف سی ساله است که مردم شاهد دستاوردهای مختلف در عرصه عمرانی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی هستند، استقلال مردم، آزادی تعیین سرنوشت، هویت ایران اسلامی، نشاط و حرکت و امید در مردم بویژه جوانان، از برکات این انقلاب شکوهمند است، اما در عین حال مشکلات و مسایلی هم مردم را آزار می دهد. این مشکلات برخی ناشی از ضعف ساختارها، برخی ناشی از عملکردها، و برخی دیگر ناشی از تاخیر در تحقق دستاوردها است. برای رفع این موانع عنصر شکوفایی و نوآوری ضرورت است. در حوزه شکوفایی پیگیری موارد قانونی در اولویت بندی طرح عمرانی و پیگیری آنها، پیگیری مصوبات استانی، پیگیری مصوبات و برنامه های دولت و مجلس در خصوص اجرای سیاست های اصل 44، قانون مدیریت خدمات کشوری، قانون پولشویی، قانون رفع موانع تولید و سرمایه گذاری، قانون کاهش نرخ سود بانکی، قانون بودجه، اجرای برنامه کنترل نقدینگی و مهار تورم، قوانین مبارزه با فساد، به ثمر رساندن سهام عدالت، قانون ساماندهی حمل و نقل و قانون جامع مسکن مورد تاکید است. در خصوص نوآوری باید گفت، نوآوری ضرورت همیشگی یک کشور و جامعه است. منتهی در سال 87 و نیز به دو دلیل مهم، نوآوری را امری ضروری می کند. از سویی ایران اسلامی پیشقراول مبارزه با نظام سلطه است و به همین جهت مورد حمله و دشمنی قرار گرفته است و آمریکا و متحدانش از همه توان و ابزار برای جلوگیری از پیشرفت و توسعه ایران استفاده می کنند. از سویی دیگر ایران دارای سند چشم انداز است که جایگاه اول اقتصادی و علمی را در سطح منطقه هدف گذاری کرده و عنصر رقابت از ملزمات رسیدن به این جایگاه ها است که بدون نوآوری و افزایش توان رقابتی و پیشرفت امکان پذیر نخواهد بود. سوالی که در اینجا مطرح است این است که آیا نوآوری یک امر ذاتی است یا اکتسابی؟ امروز در علم مدیریت بحث خلاقیت و نوآوری بعنوان مهمترین عنصر کسب و کار و کارآفرینی شناخته شده است، نوآوری را فرآیند ایجاد هر چیز جدیدی که برای فرد، گروه، سازمان و صنعت یا اجتماعی خاص، ارزش مهمی داشته باشد می‏گویند. به عبارت دیگر: "نوآوری = خلاقیت + تجاری کردن آن" بنابراین، هر زمان که ایده جدید و با ارزشی به عنوان نمونه ای تبدیل شود که آن ایده به خلاقیت (اختراع) تبدیل شده و نمونه اولیه به تولید انبوه برسد می توان گفت نوآوری شده است. بر این اساس حوزه‏های مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی ابتدا بایستی زمینه خلاقیت را فراهم کنند تا بستر نوآوری فراهم شود. عوامل زیادی باعث تقویت خلاقیت و نوآوری است، اما شاید توجه به برخی عوامل زیر در شرایط فعلی زمینه نوآوری را فراهم کند. 1. یکی از عوامل مهم در کشور، ساختار مناسب دولت و تشکیلات متناسب با اهداف مورد نظر است. دولت بایستی از وضعیت فعلی به وضعیت سیاست گزار و ناظر تبدیل شود، اصلاح ساختارها و روش با توجه به قوانین مادر مانند ابلاغ سیاست اصل 44، مدیریت خدمات کشور فراهم شده و عزم و جدیت دولت و شخص رییس جمهور برای تحول می تواند این مهم را به ثمر رساند. بررسی ابعاد این دو قانون مهم و نتیجه آن در نوآوری در مقالات قابل بررسی است، اما اجمالاً اجرای سیاست اصل 44 باعث کاهش تصدی‏گری دولت، آزاد سازی فعالیت‏های اختصاصی، ایجاد فضای رقابت و افزایش استانداردها، توسعه مالکیت عمومی و در نهایت تحقق کارایی و عدالت در حوزه اقتصادی خواهد شد. قانون مدیریت خدمات کشوری نیز نقش تصدی‏گر دولت را کاهش داده و هدایت و نظارت موثر دولت را فراهم می کند و در نهایت فعالیت و مشارکت و پویایی در ساختار دولت را باعث خواهد شد، زیرا کارکنان نسبت به اهداف مسئول شده و سیستم پرداخت بر مبنای پاداش ـ عملکرد شکل خواهد گرفت که این رضایت کارکنان و کارایی سیستم را نوید می دهد. 2. حمایت و پشتیبانی و تشویق کسانی که از خود نظر و ایده‏های خلاقانه بروز می دهند؛ اگر این مهم بعنوان استراتژی (راهبردی) دولت تعیین می‏شود، تعیین اهداف روشن، امکانات تحقیقاتی، حمایت مالی، سیستم پاداش دهی تکریم و احترام تسهیل امور آنها این رویکرد را در کشور نهادینه خواهد کرد. 3. ارتباط واقعی و حقیقی بین پژوهش و مسایل راهبردی و کارکردی کشور؛ به عبارت دیگر حضور دانشگاهیان در متن جامعه، آسیب شناسی مشکلات مدل سازی بومی و انجام تحقیقات کاربردی و نهایتاً تدوین مدل بومی برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فنی، تولیدی و در نتیجه تعیین تیمی با اختیارات کافی از سوی رییس جمهور و ایجاد فضای پاسخگویی به این مهم کمک خواهد کرد. 4. تدوین برنامه فرهنگی؛ رسانه ای برای نهادینه کردن نوآوری در زندگی فردی سازمانی و اجتماعی با استفاده از ابزار قدرتمند هنر بویژه توسط رسانه‏ی ملی برای ایجاد و تقویت روحیه تحول و نوآوری در تک تک افراد ملت. مقدمه : مقام معظم رهبری سال جدید را سال نو آوری و شکوفایی و توسعه در همه عرصه ها و بخصوص علوم و فناوری نام نهادند و برای رسیدن به این هدف بزرگ راه های میانبر را توصیه نموده اند. راه میانبر در دستیابی به توسعه مورد نیاز کشور جهت رفع عقب ماندگی ها شتاب در روش های نوآورانه در کشور است و بخشهای مختلف کشور باید با اتکال به نوآوری و علم و فرهنگ کشور را به پیش ببرند. امسال هر ایرانی در حوزه کاری خویش باید فعالیتها، روشها و نوآوری‌ها را به کار گیرد تا به هدف تعریف شده در چشم انداز بیست ساله نظام رسید. اما صرف توجه به نواوری بدون ایجاد فرهنگ و طراحی و تامین بایستی های آن و تعریف دقیق از روش های اجرایی کردن ان عملا تحولی رح نخواهد داد. اما نواوری بدون خلاقیت امکانپذیریر نیست بنابر این لازم است ضمن تعریف دقیق این دو واژه راهکارهای عملی خلاقیت، نواوری و شکوفایی در عرصه های علوم و فناوری ها در ابعاد سازمانی و فردی روشن گردد. در این مسیر باید سازمانها و مراکز تحقیقاتی و بخصوص مدیران و مسئولینی که قرار است در سازمان خود نواوری را فرهنگ سازی نمایند باید خود نوآور و تحول گرا باشند و با زمینه های رشد نواوری اشنا باشند زیرا مدیرانی که با بستر های رشد خلاقیت و نواوری اشنا نباشند و خود هیچ ایده نواورانه ای در عرصه مدیریت نداشته باشند نمی توانند در سازمان ایجاد تحول نمایند. خلاقیت و نواوری یک شبه، ناگهانی و با صدور دستور العمل و بخشنامه عملی نمی شود. رهبر انقلاب با روشن بینی کامل و اگاهی دقیق از این موضوع سالهاست که بستر سازی این موضوع را آغاز نموده اند . طرح موضوع نهضت نرم افزاری و تولید علم و تاکید جدی بر عقب ماندگی علمی کشور، و ضرورت یافتن روش های نو برای کاهش فاصله علمی با جهان در ملاقات با اقشار مختلف مردم ، نخبگان و مسئولین بطور مکرر و بطور مشروح دال بر این موضوع است. ولی فقدان توانمندی کافی در مدیریت های سازمانی در اجرایی نمودن رهنمود های رهبری و نگرانی ایشان در تاخیر در اجرای این موارد سبب گردید که سال 87 را بنام سال نوآوری و شکوفایی مقرر نموده تا شاید از این طریق و تاکید مکرر بر این هدف در بین مسئولین، مدیران و سازمان های مسئول گام های اجرایی اساسی در این مسیر برداشته شود. تاکید مجدد بر این نکته ضروری است که که بهره‌گیری از خلاقیت ها جهت نواوری در علوم و فناوری ها، نیازمند مدیران خلاق و نواور است. با روش های مدیریتی پر پبچ و خم، ایستا و خشک فاقد نواوری و خلاقیت نمی توان انتظار تحول سریع و عاجل در توسعه نواوری را داشت بنابر این باید بطور جدی ادعا نمود که جهت اجرایی شدن رهنمود های مقام معظمی باید: 1- اولین گام تحول، نواوری و شکوفایی باید در نهاد های کلان و تصمیم گیری، مدیران و نهاد های حمایتی از علوم و فناوری ها صورت گیرد. 2-همچنین لازمه این تحول ایجاد روحیه ازاد اندیشی و نقویت فرهنگ تفکر، اندیشه و خلاقیت است که رهبر انقلاب اولین نیاز نهضت نرم افزاری و تولید علم را ازاد اندیشی و حمایت از اندیشه ها و نظریه پردازی ذکر نموده اند. 3-با توجه به گستره کارایی نواوری و شکوفایی در تمام عرصه های اجتماعی ، خدماتی ، علمی و فنی و بخصوص در حوزه علوم و فناوری های نوین هر فرد با توجه به توانایی ها می تواند راه های نویی را جهت بهبود و افزایش کارایی حیطه اختیارات خود انجام دهد. و در عرصه تحقیق و پژوهش انتظار اینست که مدیران و محققین این حوزه بیشترین تحول را در خلاقیت و نوآوری در زمینه کاری خود ارائه نمایند. بدین جهت در پاسخ به این سئوال که سازمانها، مراکز تحقیقاتی، مدیران، محققیق؛ دانشمندان و کارشناسان برای ایجاد تحول نوآورانه در مراکز تحقیقاتی چه مواردی را باید مورد بررسی و توجه قرار دهند مقاله زیر تنظیم گردیده است. تعاریف: خلاقیت یا creativity تعاریف مختلفی برای خلاقیت ارائه شده است مانند : به کارگیری توانایی های ذهنی برای بوجود اوردن اندیشه ، فکر و مفهوم جدید. خلاقیت مخصوص انسانی خاص نیست همه قادرند در هر سطحی از علم، شرایط اجتماعی و اقتصادی از توان خلاقه خویش بهره ببرند. خلاقیت گوهر درخشان و گرانیهایی است که با انسان زاده می شود و همواره با جوهر او متصل است و همیشه همراه انسان است. خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست. خلاقیت عبارت است از به کارگیری توانائیهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. نوآوری innovation نوآوری فرایند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روشهای جدید عملیات است. به کارگیری ایده ، اندیشه و فکر جدید ناشی از خلاقیت می باشد. در حقیقیت نواوری فرایندی است که مفهوم جدید یا اندیشه و ایده تازه تولید شده بوسیله ی خلاقیت را به عمل تبدیل می کند. نوآوری عبارت است از کاربردی ساختن افکار و اندیشه های نو ناشی از خلاقیت، به عبارت دیگر، در خلاقیت اطلاعات به دست می آید و در نوآوری، آن اطلاعات به صورتهای گوناگون عرضه مـــــی شود. در تفاوت بین تغییر و نواوری گفته شده تغییر ایجاد هرچیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد، اما نوآوری اتخاذ ایده هایی است که برای سازمان جدید است. بنابراین، تمام نوآوریها منعکس کننده یک تغییرند اما تمام تغییرها، نوآوری نیستند. ویژگی‌های افراد خلاق و نوآور افراد از نظر خلاقیت متفاوت اند. کسی که زندگی خلاق دارد، احساس توانمندی را در خود پرورش می دهد، با مهر و محبت ناکامیها را می پذیرد و نیروهایش را در راه تحقق اهدافی که دارد بسیج می کند. ایام گرانبهای عمر را به بطالت تباه نمـــــی کند، خوب می داند که بیکاری و وقت گذرانی به فراغت پرداختن بیش از اندازه اسباب تکدر خاطر می شود او اهل تفکر و اندیشه است و بجای اتلاف وقت زمان خود را به نحوی مدیریت می کند که وقت بیشتری برای اندیشیدن و تعمق در سئوالات اساسی چون خداوند ، خود، معرفت نفس و اثار خلقت و پدیده های نامشکوف جهان هستی داشته باشد. انسان خلاق دلبسته مادیات نیست. انسان خلاق سعادت را در القاب جست وجو نمی کند. انسان خلاق از سرگرمیهای انفعالی فاصله می گیرد. از انگاره های انفعالی حذر می کند و علاقه مند و بانشاط در جهت هدفهایش گام بر می دارد. به قدری محو اندیشه و تفکر ات نو است که فرصتی برای خودخواهی پیدا نمی کند و جان کلام آنکه، مشتاق و هدف گراست. احساس جوانی دائم دارد، احساسی که همه به آن نیاز دارند ولی متاسفانه اغلب از آن محروم هستند. انسان متفکر و اندیشمند خلاق و نوآور است او در هر پدیده ای چیزی نو می یابد دیدی وسیع و ذهنی جستجوگر دارد ، کنجکاو است و در جستجوی تازه ا و نایافته ها. علاوه بر این افراد خلاق دارای یک سری از ویژگیهایی هستند که این ویژگیها را می توان با درجات متفاوت در تمام اقراد جامعه پیدا کرد. خلاقیت در اثر رخوت و کم کاری را کد و کسل می گردد ولی هیچگاه از بین نمی رود ،بنابراین باید سعی شود این ویژگیها پرورش داده شوند تا خلاقیت دچار رکود نگردد. 1- سلامت فکر و روان: افراد خلاق افرادی هستند که از سلامت روانی برخوردارند. این افراد قادرند فکر، اندیشه و حرف های تازه را پشت سر هم مطرح کنند بدون اینکه دچار رکود گردند. بهره مندی از ذهنی سالم، باز و گشوده این امکان را برای قوه خلاقه فراهم می کند تا از انچه می خواهد تصویر روشنی بیافریند و بلاخره عملی منشا موفقیت و پیروزی است که در ورای ان اندیشه ای سالم نهفته باشد، همانگونه که ورزش عضلات را قوی تر و سالم تر می کند تفکر ، مطالعه کتاب های خوب و مفید و نگارش تجارب ، افکار و منش ها نیز باعث تقویت و سالن تر شدن روان و ذهن گردیده و نهایتاً موجب باروری و شکوفایی خلاقیت میگردند. 2- انعطاف پذیری: یعنی توانایی کنار گذاشتن چار چوب های ذهنی بسته و خشک، توانایی دیدن اندیشه های جدید و بررسی افکار نو و پذیرش مناسب ترین و کارآمد ترین آنها. با دو سؤال از خود می توانیم به میزان انعطاف پذیری مان در زندگی خصوصی و اجتماعی پی ببریم : الف- چه مقدار به اشتباهات و قصور خود در مقابل دیگران اعتراف می کنیم؟ ب- چه مقدار در مقابل آنچه نمی دانیم اعتراف کرده و کلمه ی نمی دانم را بر زبان جاری می کنیم؟ تکرار در اعتراف به موقع به اشتباهات و اقرار صادقانه به انچه نمی دانیم باعث می شود این خصوصیت خوب به یک رفتار طبیعی و عادت مقبول تبدیل گردیده و این توانایی را بدهد تا در چارچوب های ذهنی باطل را فرو بریزد. هر اندازه خلاقیت و نواوری بیشتر باشد به همان اندازه انعطاف پذیری بیشتر شده و وقت کمتری به حراست و دفاع از افکار غلط گذشته صرف خواهد شد. مطالعه سیره انبیا و اولیا (ع) و دانشمندان و نوابغ بزرگ جهان اسلام نشان می دهد که چقدر اهل تفکر و اندیشه بودندو چگونه در مقابل افکار منحط و متهجرانه با صبر و تحمل و شکیبایی گوش فرا میداندن و سپس با منطقی که هر انسان اندیشمند و صادقی را قانع می کرد دریچه هایی از اندیشه های بزرگ و خلاق را که تا آن روز هرگز نشنیده بودند در مقابل انان می گشودند. جهانی بزرگ تر و اندیشه هایی جهانی برای رشد و تعالی انسان در همه زمینه ها و از جمله علم و فناوری ها. 3-ابتکار: یعنی به پشتوانه اندیشه سالم، ذهنی پویا و منعطف در هر زمان بتوان پیشنهاد تازه ای را یافته و ارائه داد، ارائه پیشنهاد جدید خود نوعی از خلاقیت و نو اوری است. انسانهای خلاق چشمه ی جوشانی از پیشنهادهای سازنده و مفید هستند. 4-ترجیح دادن پیچیدگی نسبت به سادگی: افرادی که خلاقیت نداشته و تمایلی به بروز چنین امری را ازخود نشان نمی دهند هرگز سراغ سختیها نرفته و همواره درجستجوی راهها ی بی دغدغه و اسان هستند بطوریکه معمولاًراه های پیموده شده را انتخاب می نمایند و علاقه ای به خطر کردن و پذیرش وظایف سنگین را ندارند. این افراد خواهان سایبان امنیتی ساخته شده به دست دیگران هستند در حالیکه افراد خلاق و مبتکر همواره در تلاش و تکاپو بوده وبه هر کور سوئی رضایت نداده و در جستجوی منشا نور می باشند. بنابراین پیچیدگی ها را انتخاب کرده و بدنبال یافتن راه حلی ساده برای انها هستند. ولی افرادی که تمایل به خلاقیت ندارند به جای پرداختن به ریشه ها خود را با برگ ها و شاخه ها سرگرم کرده و با رفتن به سراغ مسائل ساده خود را قانع و ارضا، می کنند. 5-استقلال رای و داوری: افراد خلاق بر خلاف افرادی که تمایلی به خلاقیت ندارند انسانهایی پیرو و دنباله رو نبوده ،و به دنبال تکیه گاهی درعالم بیرون نیستند تا به او چنگ بزنند ، بلکه این افراد صاحب فکر ، اندیشه ، سبک و روشی خاص هستند. انها با توجه به اعتقاد به روح عظیم انسانی و معرفت نفس با دیدگاهی فراتر از مادیات با تکیه به خداوند و خزائن علوم نهان در روح انسان که خداوند به ودیعه گذاشته است با جستجو، تفکر و مطالعه به ایده هایی می رسند که می تواند جهان را متحول سازد. 6-تمرکز نیروی ذهنی بر والاترین هدفی که دارند افراد خلاق همیشه ودر هر شرایطی ذهن و نیروی خود را بریک موضوع ویژه متمرکز می کنند وبه دنبال دستیابی به هدفی والا و بلند مرتبه هستند و با این عمل بر قله رستگاری و موفقیت تکیه می زنند همانند متمرکز شدن نور توسط ذره بین در یک نقطه و یا تمرکز لیزر در یک نقطه که حتی در فولاد هم نفوذ می کند. اما انسانهایی که از خلاقیت کمتر برخوردارند اهداف و مسئولیتهای متعددی را بر می گزیند و در هیچ زمینه ای بطور کامل توفیق حاصل نمی کنند. پراکنده کاری حاصل ذهنی پراکنده و غیر متمرکز است که مانع تمرکز ایده هاست هرچند بررسی سوابق انسان های بزرگ و نوابغ نشان می دهد که در بین انان افرادی شلوغ و غیر منظم هم وجود دارند ولی به نظر نمی رسد این امر به معنای پراکندگی ذهنی انها باشد و شاید اهمیت دادن فوف العاده به امور بزرگتر سبب بی توجهی انان به اموری جون نظم دادن اطراف خود باشد . شاید با اندک تفکر مثالهایی ازمدیران و مسئولین در محیط اطراف خود بیابیم که با قبول چندین مسئولیت و عدم توانایی در تمرکز روی یک نقطه مدیر موفقی نبوده اند ویا بالعکس. باید بدانیم که دستیابی به اهداف همواره در فضای ذهنی روشن و متمرکز و باایستادگی و پشتکار میسر می گردد. عنوان مقاله: توجه به زنجیره های خلاقیت، رهیافتی نظامگرا در مدیریت خلاقیت ونوآوری مولف/مترجم: مهندس احمد نامنی موضوع: نوآوری و شکوفایی سازمانی سال انتشار(میلادی): 2006 وضعیت: تمام متن منبع: ماهنامه نامه آموزش عالی – شماره 19 تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت www.maqale.coo.ir چکیده: بسیاری از مصادیق فناوری در دنیای امروز، ماحصل تسلسل زنجیره وار یک سری ازخلاقیت‌ها ونوآوری‌های نوع بشر در طول تاریخ است که روندی تکاملی را طی کرده و به موجودیت کنونی رسیده است . زنجیره‌های تکاملی خلاقیت وجهی دیگر از تکامل پیوسته دانش وفناوری هستند که در آنها نقش حلقه‌های (مراحل) تکامل بارزتراست. رشد این زنجیره ها تا پیش از این ، حالت خودجوش داشته و عمدتاً مدیون درخشش افراد خلاق و نوآور بوده است، اما امروزه انتظار می رود که مدیریت خلاقیت و نوآوری نقش بارزتری در تکامل وهدایت هدفمند زنجیره‌های خلاقیت ایفا کند. تحقق این امر با توجه به چالش‌های قرن حاضر مستلزم بازنگری در مفهوم، مأموریت‌ها و مکانیزم‌های اعمال مدیریت نوآوری است . در این مقاله ضمن تشریح مفاهیم زنجیره وشبکه خلاقیت، تلاش شده است با بررسی موردی یک زنجیره، مصداقی عینی برای این مفاهیم آورده وبا استناد به آن بحثهای نظری در قلمرو مدیریت خلاقیت ارائه شود. 1. مقدمه برای واژه های خلاقیت و نوآوری تعاریف متعددی ارائه شده است [3 و 34]. وجه مشترک این تعاریف ارائه وتوسعه فکروطرح جدید است[24]. واژه پردازان و صاحبنظران اصطلاحات خلاقیت ونوآوری را معادل هم نمی‌دانند و برای آنها تعاریف جداگانه‌ای ارائه می‌کنند [3 و 24]. در این مقاله از تمایزات تعریفی بین این دو واژه صرفه‌نظر شده است و با تکیه برقلمرو مشترکات مفهومی آنها معادل یکدیگر به کاررفته‌اند. پی بردن به اهمیت خلاقیت و نقش اساسی افراد خلاق در رشد علوم و فناوری‌ها و توسعه جوامع موجب شده است تا اندیشمندان حوزه‌های مختلف از دیدگاه تخصصی خود به این موضوع بنگرند و نظریات متنوعی را از دیدگاه‌های فلسفی، اجتماعی، روانشناسی، آموزشی، سازمانی و مدیریتی در باره خلاقیت اظهار کنند. [3 و 21]. .محتوای این مقاله در حیطه مدیریت خلاقیت است. در خصوص مدیریت خلاقیت و نوآوری [36] نیز تعاریف مختلفی ارائه شده است که بعضاً مقوله نوآوری را در سازمان‌ها به‌ طور کلی مد نظر قرارمی دهند. [33 و 35] می‌توان گفت که وجه بارز در تعریف مدیریت خلاقیت و نوآوری، زمینه سازی برای بروز و هدایت نوآوری هاست. 2. جنبش مدیریت خلاقیت اکثر سازمان‌ها نوآوری را مزیتی رقابتی [20] ومدیریت نوآوری را امری اجتناب ناپذیر می دانند [2] وحتی صاحبنظران معتقدند که نوآوری رمز بقای سازمان است [7]. درحالی که برخی از سازمانها بحث مدیریت نوآوری را به صورت درون سازمانی دنبال می‌کنند، عده ای ازصاحبنظران و سازمان‌ها به صورت فراسازمانی به این موضوع می نگرند.ماحصل نگرش فراسازمانی به موضوع مدیریت نوآوری پدیدارشدن ضرورت تعاملات بین سازمانی در این زمینه و به تبع آن تشکیل سازمان‌هایی خاص باهدف بسترسازی تعاملات بین سازمانی برای شناسایی، پرورش وتکامل ایده‌های نو ست، مانند تشکیل مرکز سلامت بهتر، در دانشگاه واندربیلت برای تبادل ایده‌ها و همکاری در زمینه نوآوری‌های پزشکی [6]. حیطه مدیریت نوآوری در چارچوب سازمانی و فرا سازمانی محدود نمانده و در سطوح ملی و بین المللی نیز نمایان شده است. برنامه‌ریزی و تلاش کشورها برای شناسایی و پرورش افراد نخبه و فراهم آوردن زمینه برای تعامل و فعالیت و هدایت خلاقیت‌های آنها گستره و شتاب روزافزونی یافته است و دور از انتظار نیست که اظهارشود سازماندهی خلاقیت‌ها چالش عمده قرن 21 است.[26]. فراگیرشدن موضوع مدیریت خلاقیت ونوآؤری درسطوح سازمانی ، ملی و جهانی در قرن حاضر آنچنان گستره و شتابی یافته است که نگارنده آن را جنبش جهانی مدیریت خلاقیت می نامد . درجریان چنین جنبشی عده ای معتقدند که پرورش خلاقیت‌ها مأموریت اصلی دانشگاه‌ها در آینده است.[26]. 3- اقدامات وجهت گیری های عمده درجنبش مدیریت خلاقیت شاید بتوان از ایجاد بانک‌های اطلاعاتی نوآوری هادرزمینه های مختلف، ایجاد مراکز همکاری و تبادل نوآوری‌ها، ایجاد سازمان‌های متولی حمایت از نوآوری‌ها در سطوح ملی و بین المللی، ایجاد نظام‌های ثبت و حفظ مالکیت‌های معنوی، برگزاری کنفرانس‌ها و سمینارها، برگزاری مسابقات و جشنواره‌های علمی، ایجاد دروس و رشته‌های تحصیلی در دانشگاهها در ارتباط با موضوع خلاقیت و ایجاد نظام‌های تشویقی در سازمان‌ها برای بروزنوآوری‌ها به عنوان مصادیق بارز برنامه‌ریزی و اعمال مدیریت نوآوری درحال حاضر نام برد. به اعتقاد نگارنده چنین اقداماتی گرچه به دلیل فراهم آوردن فرصت تعامل بین نوآوران، تسهیل دسترسی به اطلاعات، ایجاد انگیزه و اشتیاق نوآوری در افراد و... حایز ارزش واهمیت‌اند، اما به دلیل استوار نبودن آنهابرچارچوبهای نظری قوی ازانسجام وهدفمندی مطلوب برخوردارنیستند. ازدیدگاه نگارنده انتقادات زیر به جنبش جهانی مدیریت خلاقیت وارد است: 3-1- باوجود برنامه ریزی‌ها و اقدامات گسترده و چشمگیر در زمینه مدیریت خلاقیت هنوزهم در روند تکاملی نوآوری‌های سرنوشت‌ساز، نقش اصلی با درخشش افراد نابغه و جرقه‌های ذهنی ایشان است، نه عملکرد برنامه‌های مدیریتی. 3-2- مدیریت خلاقیت و نوآوری در بررسی چرخه حیات یک نوآوری عمدتاً مراحل و چگونگی تبدیل یک ایده جدید به یک کالا یا خدمت را مدنظر قرار می‌دهد[18 و 21] و حداکثر روند اتصال آن به چرخه حیات محصول را دنبال می‌کند در حالی که به چگونگی شکل‌گیری ایده و مبانی آن کمتر توجه و بررسی تاریخچه تکامل ایده ها تارسیدن به نوآوری مورد نظرونکات قابل استفاده آن را مهجورمی گذاردواین در حالی‌ست که این مباحث مهم در جایی خارج ازمحدوده مدیریت خلاقیت مثلا در حیطه تاریخ علم یا داستان‌های علمی ممکن است مدنظر قرارگیرد. 3-3- دولتمردان وصاحبان سازمان‌ها وحرف، سردمداران و داعیه داران اصلی جنبش مدیریت خلاقیت راتشکیل می‌دهند، در حالی‌که اندیشمندان و نظریه‌پردازان مدیریت کمتر


دسته‌بندی نشده

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دسته‌بندی نشده

2 (2214)

سازمان کارگزارن بورس اوراق بهادار تهران گزارش هیئت مدیره به مجمع عمومی سالانه برای سال مالی منتهی به 29 اسفند 1384 اسامی اعضای هیئت مدیره ردیف نام عضو هیئت مدیره نام نماینده سمت امضاء 1 ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

2 (2213)

سازمان کارگزارن بورس اوراق بهادار تهران گزارش هیئت مدیره به مجمع عمومی سالانه برای سال مالی منتهی به 29 اسفند 1384 اسامی اعضای هیئت مدیره ردیف نام عضو هیئت مدیره نام نماینده سمت امضاء 1 ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

2 (2212)

ت متحده آمریکا از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد. (تغییر مسیر از HYPERLINK "http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7&redirect=no" \o "امریکا" امریکا) پرش به: HYPERLINK "http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7" \l "column-one#column-one" ناوبری, جستجو    INCLUDEPICTURE "http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/41/Qsicon_Exzellent.svg/16px-Qsicon_Exzellent.svg.png" \* MERGEFORMATINET United States of Americaایالات متحده آمریکا INCLUDEPICTURE "http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/a4/Flag_of_the_United_States.svg/125px-Flag_of_the_United_States.svg.png" ادامه مطلب…

background